مقالات سایت عبد الله شهبازی-موضوع کابالا فرقه صهیونیستی

بسم الله الرحمن الرحیم

                

کابالا فرقه صهیونیستی

کابالا فرقه صهیونیستی 2

کابالا فرقه صهیونیستی 3

کابالا فرقه صهیونیستی4

مقالات سایت عبدالله شهبازی موضوع بهائی گری

بسم الله الرحمن الرحیم
                        
          

جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران -بخش اول
جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران -بخش دوم
جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران - بخش سوم
جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران -بخش چهارم

مقالات و یادداشت های استاد عبدالله شهبازی

خاندان فرحي و جامعه يهودي بيت‌المقدس
در نيمه دوّم سده هيجدهم ميلادي


خاندان کوپرولو: اصلاحات و نوزايي در عثماني

علل انحطاط و فروپاشي عثماني

سيماي خانوادگي خاندان چرچيل

يهوديان مخفي و طريقت بکتاشي: سيري در تاريخ بکتاشي‌گري

رازهاي پنهان صعود نازيسم

چرا پروتکل هاي بزرگان يهود جعلي است؟

نگاهي دوباره به مفهوم امپرياليسم

يکصدمين سال انتشار امپرياليسم هابسون و تکرار تاريخ

رويال داچ شل و ايران: کمپاني‌هاي جهان‌وطن صهيونيستي در ايران چه مي‌خواهند؟‌‏

شل و قراردادهاي نفتي ايران

اسطوره ها و بنيان‌هاي انديشه سياسي يهود

صهيونيسم و جنبش روشنگري يهود

رويال داچ شل و روشنفکران

اخيراً گفتگوهاي پرويز جاهد با ابراهيم گلستان را خواندم. کتاب جالبي است. از زواياي مختلف مي‌توان درباره خاطرات گلستان سخن گفت، ولي آن‌چه در اين ميان نظر مرا بيش‌تر جلب کرد، نقش کمپاني رويال داچ شل در سرمايه‌گذاري فرهنگي در ايران در سال‌هاي پس از کودتاي 28 مرداد 1332 است. استوديو فيلمسازي گلستان در سال 1336 با سرمايه شل در ايران تأسيس مي‌شود و گروهي را در پيرامون خود جمع مي‌کند که در سالهاي بعد از مشاهير روشنفکري ايران شدند: خود ابراهيم گلستان، برادرش شاهرخ گلستان، فروغ فرخزاد، اسماعيل رائين، کريم امامي و ديگران.

وقتي اسرائيلي‌ها پروفسور هرتسفلد، افتخار مجامع علمي يهودي و اسرائيل، را «دزد» مي‌دانند

مايملک ايران در موزه‌هاي آمريکا به الواح گلي فوق محدود نيست. مقامات موزه شرق‌شناسي دانشگاه شيکاگو و ساير موزه‌هاي آمريکايي بايد پاسخگوي وضع مالکيت هزاران قطعه آثار ايراني باشند و روشن کنند که اين قطعات را چگونه و از طريق چه کساني به دست آورده‌اند و هم اکنون اين آثار متعلق به کيست؟ آيا ماجراي شکايت اسرائيلي‌ها براي لاپوشاني و لوث کردن اين مسئله مهم طراحي نشده است؟

آيا «پيشگويي» برنارد لوئيس مقدمه تهاجم نظامي به ايران است؟

برنارد لوئيس، استاد دانشگاه پرينستون، با انتشار مقاله‌اي در وال‌استريت ژورنال مدعي شد که 22 اوت 2006 (31 مرداد 1385) زمان مناسبي است که اسرائيل مورد حمله اتمي ايران قرار گيرد. برنارد لوئيس شخصيت آکادميک نامداري است و برجسته‌ترين چهره علمي و دانشگاهي يهودي زنده در حوزه اسلام‌شناسي و مطالعات خاورميانه به‌شمار مي‌رود. آيا هدف از ارائه تحليلي چنين سست از سوي او جنگ رواني است تا در پرتو آن بر شکست خفت‌بار اسرائيل در جنگ 34 روزه با حزب‌الله سرپوش گذارده شود؟ ولي چنين پروژه جنگ رواني را کسان ديگري مي‌توانستند پيش برند و به نام و آوازه برنارد لوئيس نياز نبود. چرا بايد از «اعتبار علمي» شخصيتي چون برنارد لوئيس خرج مي‌شد؟

سيد حسن نصرالله و رستاخيز خاورميانه

از زمان شروع پروژه «جنگ با تروريسم» تا تحولات اخير منطقه، امپرياليسم انگلوساکسون در موضعي تهاجمي بود و قربانيان خود را تک‌تک و به نوبت به مسلخ مي‌برد. اين وضع دگرگون شده. اينک زمان تهاجمي بزرگ است که توفان آن مي‌تواند از افغانستان تا شرق مديترانه را درنوردد

نئوکان‌ها و تهاجم نظامي به ايران

 

 

بودجه 419 ميليارد دلاري سال 2006 پنتاگون تمامي هزينه‌هايي نيست که شعبده 11 سپتامبر و پروژه «جنگ با تروريسم» بر جامعه آمريکايي تحميل کرده است. اين رقم تنها بودجه آشکار نظامي دولت آمريکا را شامل مي‌شود. بخش مهمي از هزينه‌هاي نظامي‌گرايانه دولت بوش در بودجه ساير وزارتخانه‌ها پنهان شده است... مجموع بودجه نظامي آشکار و پنهان دولت بوش براي سال مالي 2006 حدود 840 ميليارد دلار است که تقريباً يک سوّم کل بودجه دولت را شامل مي‌شود؛ رقمي بسيار بيش از اوج جنگ سرد و استيلاي ريگانيسم. اينک نخبگان آمريکايي دريافته‌اند که پروژه «جنگ با تروريسم» دکاني است که براي سوداگري نظامي گشوده شده. مأموريت نئوکان‌ها اين است: اين دکان سوداگري نظامي نبايد تعطيل شود...

با توجه به کاهش شديد مقبوليت دولت بوش در جامعه آمريکا و مخالفت‌هاي شديد در کنگره و دشواري‌هاي ناشي از عدم همراهي متحدان اروپايي آمريکا، نئوکان‌ها مي‌خواهند تهاجم نظامي را به شکلي غيررسمي آغاز کنند و مردم و کنگره آمريکا را در مقابل کار انجام شده قرار دهند. به عبارت ديگر، بايد ايران به عنوان شروع کننده تهاجم نظامي عليه منافع آمريکا معرفي شود و افکار عمومي به شدت عليه آن تهييج شود...

دلسوزي براي ميراث فرهنگي يا جوسازي‌هاي هدفمند؟

هيچ يک از اين فجايع، که هويت ملي ما را نشانه گرفته، جنجال نمي‌آفريند؛ ولي فيلمبرداري سريال «بر مدار صفر درجه» در تخت جمشيد، اولين سريال جدي و ارزشمند داراي مضمون ضد صهيونيستي، بناگاه با چنين جنجالي مواجه مي‌شود و کارگردان خوشنام آن، فردي چون حسن فتحي، تخريب مي‌شود. اين جنجال براي من عجيب است.

«بر مدار صفر درجه» در تخت جمشيد

«بر مدار صفر درجه» يکي از ارزشمندترين سريال‌هاي تلويزيوني به شمار مي‌رود. اثري ماندگار و زيبا و پرکشش است. شخصيت اصلي داستان «حبيب پارسا» (شهاب حسيني) است که در دوران تحصيل در پاريس عاشق دختري يهودي به‌نام سارا استروک مي‌شود

معماي احتمال حمله نظامي آمريکا

حمله نظامي به ايران ساده و سهل‌الوصول نيست. اين تهاجم آشوبي بزرگ و خونين در منطقه خاورميانه پديد خواهد آورد که مغاير با منافع دولت و ملّت آمريکاست. آن‌چه محرک اين‌گونه ماجراجويي‌ها بوده و هست دقيقاً همين آشوب است. آشوبي که بايد بسترهاي لازم را براي غارت ثروت ملّي آمريکا توسط اين کانون‌ها فراهم آورد، براي سال‌ها شعله جنگ را در خاورميانه مشتعل کند، به تبع آن بودجه نظامي دولت ايالات متحده آمريکا، ثروتمندترين دولت جهان، را افزايش دهد و پيمان‌هاي نظامي جديد و کلان‌تري را بر بودجه دولت آمريکا تحميل نمايد.

جنگ آمريکا و ايران تنها آلترناتيو براي «مجتمع نظامي- صنعتي» است

در روزهاي اخير، برخي مقامات مسئول ايراني تهاجم نظامي دولت‌هاي جرج بوش (آمريکا) و توني بلر (بريتانيا) به ايران را غيرمحتمل و «جنگ رواني» خوانده‌اند. نگارنده، برخلاف ديدگاه فوق، بر آن است که «مجتمع نظامي- صنعتي»، يعني کانون‌هاي زرسالار مرتبط با نظامي‌گري در غرب، هيچ آلترناتيو جدي ديگري بجز برافروختن آتش جنگ با ايران در برابر خود ندارد.

دو يادداشت: دولت اسرائيل و «سريال مدار صفر درجه»

روزنامه اسرائيلي هاآرتص گزارش نسبتاً مفصلي درباره سريال «مدار صفر درجه» منتشر کرده و آن را در راستاي مواضع دولت دکتر احمدي‌نژاد خوانده است. دولت اسرائيل فشارهايي را بر دولت مجارستان وارد کرده به دليل فيلمبرداري بخشي از سريال فوق در مجارستان. و نيز، بر شرکت مجاري که در مجارستان براي تهيه سريال خدمات ارائه مي‌داده فشارهايي وارد شده است.

سريال «مدار صفر درجه»

دوستان ارجمندي ديدگاه من را درباره سريال «مدار صفر درجه» خواستار شده‌اند به اين دليل که سمت مشاورت پژوهشي سريال فوق را به عهده داشتم...  در دوران جنگ دوّم جهاني، خاندان‌هاي زرسالار يهودي متحد پنهان آلمان هيتلري بودند و در اين ميان شبکه هريمن- بوش و شرکاي يهودي آن‌ها نقش مهمي در اقتدار هيتلر و ايجاد جنگ جهاني دوّم داشتند. سناتور پرسکات بوش، پدر بزرگ رئيس‌جمهور کنوني آمريکا، نماينده مالي آلمان هيتلري در نيويورک بود و مدير يا مدير عامل بسياري از شرکت‌هاي متعلق به آلمان نازي.

تعميم اتهام «انکار هولوکاست» به محققان دگرانديش

 اشپيگل به شکلي آشکار مي‌کوشد تا مخالفت با صهيونيسم را مساوي با مواضع ضد يهودي جلوه دهد و حتي به وال‌استريت ژورنال معترض است که چرا سريال «مدار صفر درجه» را «ضد يهودي» معرفي نکرده است...

جنگ با ايران و نقشه خاورميانه جديد

من هنوز تحليل مندرج در يادداشت مورخ 12 ارديبهشت 1385 خود را معتبر مي‌دانم و برآنم که کانون‌هاي هدايت کننده دولت جرج بوش، يعني «نئوکان‌ها» (نومحافظه‌کاران صهيونيست حاکم بر ايالات متحده آمريکا) و شرکاي بريتانيايي آن‌ها، به شدت در تکاپوي تحميل جنگي جديد و بزرگ بر منطقه خاورميانه هستند و آماج اين جنگ ايران است.

 مقدمه کتاب زرسالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران