شهید هنادی تیسیر جرادات-شهدای زن استشهادی 5

بسم الله الرحمن الرحیم

A0350186.jpg                           

 

شهید هنادی تیسیر جرادات
نمیخواست مانند سایر وکلا در دفاع از حق خود در دادگاههایی حاضر شود که حق و عدالت در آن جایی ندارد بلکه به شیوه ای دیگر تمسک جست تا همه را وادار سازد صدایش را بشنوند و آنچه را که در سینه دارد درک کنند . او تحصیلات دانشگاهی خود را در اردن سپری کرد و در سال 2001 .م دوره آموزش وکالت دید تا از حقوق ملت مظلومش دفاع کند .

بالاخره روز موعود فرا رسید . دو هفته پیش از عملیات او پیوسته روزه میگرفت بیشتر قران میخواند و بیشتر شب زنده داری میکرد . صبح روز شنبه 4/10/2003 ساعت 7 صبح از منزل خارج شد و با هیچ کس خداحافظی نکرد تا حتی الامکان کسی متوجه قصد و برنامه او نشود . همه فکر میکردند او به دفتر وکالتش میرود . هنادی در حالی برای اجرای عملیات رفت که روزه بود . او به سوی فلسطین اشغالی  و به شهر حیفا و رستوران ماکسیم رفت . هنادی با اطمینان و  آرامش وارد رستوران شد و برای افطار کردن غذا سفارش داد.
ادامه مطلب

شهید هبه عازم دراغمه -شهدای زن استشهادی 4

بسم الله الرحمن الرحیم
                          

شهید هبه عازم دراغمه

دراغمه که در هنگام شهادت فقط 19 سال داشت در روستای طوباس واقع در جنین دیده به جهان گشود . او پس از تحصیلات مقدماتی برای ادامه تحصیل وارد دانش کده ادبیات دانشگاه قدس شد . قبل از دراغمه برادرش نیز قصد عملیات استشهادی را داشت ولی او موفق نشد و به زندان افتاد و این امر تاثیر به سزایی در تصمیم هبه داشت . در روز دوشنبه 19/5/2003 هبه برای آخرین بار از خانواده اش خداحافظی کرد و سپس خود را به یک کمر بند انفجاری بسیار قوی مجهز نمود . هدف در شهر عفوله واقع در مناطق اشغالی (1948م) قرار داشت . هبه تصمیم گرفت از ورودی شرقی مجتمع تجاری هکعیم وارد شده و خود را میان صهیونیستها منفجر کند اما نتوانست لذا خود را در نزدیکی درب ورودی منفجر کرد که در این عملیات حد اقل 3 نفر کشته و 70 نفر زخمی شدند . خبر عملیات به سرعت در همه جا پیچید و مردم از هویت مجری آن آگاه شدند . حتی افراد افراد خانواده هبه هم پس از شنیدن خبر باور نکردند که دخترشان دست به چنین عملیاتی زده است زیرا فکر میکردند هبه به دانشگاه رفته و سر کلاس حاضر شده است .

شهید دارین محمد ابوعیشه-شهدای زن استشهادی 3

بسم الله الرحمن الرحیم
                                 
این دختر شهید که در هنگام شهادت تنها 22 سال داشت در شهر « بیت وزن» واقع در نابلس به دنیا آمد و در دانشکده ادبیات دانشگاه ملی « النجاح» مشغول به ادامه تحصیل شد . او مدتها به دنبال انجام عملیات استشهادی بود ولی شیخ جمال منصور از رهبران حماس به وی این اجازه را نمیداد تا بالاخره با انجام عملیات توسط او در 27/2/2000 در یکی از مراکز پلیسی صهیونیستی در یافا موافقت شد . «دارین»  در صبح عملیات همراه با دو تن از مبارزان فلسطینی به مکان اجرای عملیات نزدیک میشد که در نیمه های راه خود روی آنها توسط صهیونیستها محاصره شد و وی مجبور شد پس از نزدیک شدن به سرباز اسرائیلی خود را منفجر کند . مادر« دارین »  آخرین لحظه هایی که با دخترش سپری کرده بود را چنین توصیف میکند :

« " او رفت ... و با من خداحافظی نکرد و من هیچ رفتار غیر عادی از او ندیدم و تنها چیزی که به یاد میاورم این است که هنگامی که ظهر چهارشنبه (روز شهادتش ) وارد منزل شد گفت : " « مادر عجب غذای خوش بویی و چه دست پخت خوبی داری . اما «دارین»  از آن غذا نخورد چون روزه بود .»"

قسمتی از وصیت نامه شهیده:
"جسم و جان تنها سرمایه‌ای است که داریم، پس آن‌ها را در راه خدا می‌دهیم تا بمب‌هایی باشیم که صهیونیست‌ها را می‌سوزاند و افسانه قوم برگزیده خداوند را از بین می‌برد. زن مسلمان فلسطینی در گذشته و حال همواره در خط اول مسیر جهاد بر ضد ظلم قرار داشته و دارد، لذا من تمام خواهران خود را به پیمودن این راه فرا می‌خوانم. چون این وادی، وادی تمامی آزادگان و افراد شریف و نجیب است؛ لذا از هر کس که به دنبال حفظ عزت و شرف است دعوت می‌کنم قدم به این راه بگذارد تا جنایتکاران صهیونیست بدانند که در برابر عزت و ظلمت مقاومت ما و جهاد ما هیچ چیز نیستند. تا شارون بزدل بداند هر زن فلسطینی، ارتشی از استشهادیون را متولد خواهد کرد، اگر چه او همه‌ی تلاش خود را بکند تا در دل‌های مادران مرگ بنشاند و بداند که نقش زن فلسطینی به گریه بر همسر و برادر و پدر ختم نمی شود؟ بلکه ما با جسم خود به بمب‌هایی انسانی مبدل خواهیم گشت که در هر نقطه منتشر می‌شوند تا خیال واهی امنیت ملت (اسراییل) را از بین ببرند و در پایان از تمامی مسلمانان و مبارزان عاشق و شیفته آزادی و شهادت می‌خواهم در این راه شریف و ارزشمند یعنی راه شهادت و آزادگی استوار باشند."
دختر شهید شما: دارین محمد ابوعیشه

شهید آیات محمد الاخرس_شهدای زن عملیتهای استشهادی 2

بسم الله الرحمن الرحیم
                                    
شهیده آیات محمد الاخرس

آیات دانش آموز مقطع سوم دبیرستان بود و در همان سال لوح تقدیر دانش آموز ممتاز را کسب کرده بود . همسر آیات در مورد نامزدش چنین میگوید :

« " برنامه ریزی کرده بودیم که پس از امتحانات عمومی دبیرستان در سال جاری با هم ازدواج کنیم  اما ظاهرا خداوند سرنوشت دیگری را برای ما رقم زده بود .آیات من را از رویاهای زناشویی به پرواز در آسمان آرزوی عملیات استشهادی میکشاند . سپس به یکدیگر وعده میدادیم که با هم عملیات استشهادی انجام دهیم اما ...»"

مادرش آخرین لحظات حضورش در خانه را چنین توصیف میکند :

« " آیات بر خلاف عادت صبح زود از خواب بیدار شد . نماز صبح را خواند و به تلاوت قران پرداخت . لباس مدرسه پوشید . من به او گفتم : روز جمعه کدام مدرسه باز است ؟ گفت : امروز مهمترین روز زندگی ام است .سپس به سرعت با خواهرش سماح از خانه خارج شد . ساعت 10 سماح به خانه برگشت اما آیات همراهش نبود قلب من از ترس شروع به تپیدن کرد . اوضاع امنیتی به شدت وخیم بود و هر لحظه ممکن بود اردوگاه مورد حمله قرار بگیرید . با نگرانی و ترس پرسیدم :آیات کو ؟ آیا ممکن است رویای عملیات استشهادی اش را عملی کرده باشد ؟ اما چگونه ؟ خواستگارش ؟... قلبم گواهی میداد  که آیات به شهادت رسیده است اما نمیخواستم بپذیرم . در این هنگام رادیو اعلام کرد یک دختر جوان در منطقه نتانیا دست به عملیات استشهادی زده است و 22 نفر در این عملیات کشته و زخمی شده اند مطمئن شدم که آیات  برای همیشه  رفته است تا عروس فلسطین شود .» "

دلال مغربی کیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

                     
دلال مغربی اولين فرمانده زن در تاريخ مبارزاتى مردم فلسطين است. وى كه در آن زمان فقط بيست سال سن داشت، حدود ده جوان هم سن و سال خود را براى يكى از جسورانه‌ترين عمليات‌هاى استشهادی رهبرى كرد و در پايان، اين گروه چريكى بعد از اينكه تلفات زيادى را از سربازان اسرائيلى گرفتند، در جاده ساحلى بين حيفا و تل‌آويو با تيم ويژه ارتش اسرائيل كه در راس آنها ايهود باراك قرار داشت، درگير شده و در نهايت جان خود را از دست دادند. اين عمليات آنقدر براى صهيونيست‌ها ذلت‌بار بود كه باراك در برابر دوربين‌هاى خبرنگاران جسد اين زن دلير را روى زمين كشاند.
ادامه مطلب