صحیفه نور امام خمینی موضوع فرقه بهائیت
صحيفه نور ج1 ص 110 نامه در پاسخ به استفتاء اصناف قم(تلگراف علم)
«اينجانب، حسب وظيفه شرعيه، به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مىكنم قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهيونيستهاست، كه در ايران به حزب بهايى ظاهر شدند. و مدتى نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تأييد عمال خود قبضه مىكنند و ملت مسلمان را از هستى در تمام شئون ساقط مىكنند. تلويزيون ايران پايگاه جاسوسى يهود است و دولتها ناظر آن هستند و از آن تأييد مىكنند. ملت مسلمان تا رفع اين خطرها نشود، سكوت نمىكند. و اگر كسى سكوت كند، در پيشگاه خداوند قاهر مسئول و در اين عالم محكوم به زوال است.»
صحيفه نور ج1 ص 213 سكوت مرگبار و همراهى با رژيم جبار
«ما مىخواهيم كه مملكت ما از آن نقطه اولىاش تا آن آخرش، جورى باشند، طورى سلوك بكنند كه مايه افتخار يك مملكتى باشد. بگويند آقا، ما اميركبير داريم؛ وزراى سابق، مشاورين سلاطين سابق، علما بودند؛ على بن يقطين بوده است؛ گاهى ائمه اطهار- عليهم السلام- بودهاند.
خطر عمال اسرائيلحالا مشاورين كيانند؟ اسرائيل!؟ مشاورها اسرائيل، از يهود .... دو هزار نفر بهايى را به اقرار خودشان كه در روزنامه دنيا[نوشته است]- بعد فردا مردك [شاه] نگويد كه اشاعه اكاذيب است- در روزنامه دنيا دو هزار نوشته است، اسرائيل بهايى را، اسم بهايى [را] نياورده؛ [نوشته] بعض وابستگان به مذاهب، اسمش را مذهب گذاشت!؛ دو هزار نفر را، و مىگويند پنج هزار است، دوتايش را اينجا نوشته است، اينكه نوشته حالا؛ اينها با كمال احترام- نه مثل حاجيهاى بدبخت ما كه وقتى مىخواهند تذكرهبه آنها بدهند، بايد چقدر زحمت بكشند، چقدر رشوه بدهند، چقدر بيچارگى بكشند تا اينكه يك چند را رد كنند، چند تا را قبول بكنند، آن وقت در فرستادنشان چه فضاحتها باشد، در برگشتنشان چه فضاحتها باشد؛ وقتى هم مكه مىروند، در «منى»، حتى آن نماينده بىعرضه آنجا هم شكايت مىكند كه فلان آقا
را بگيريد از باب اينكه جايى حرف حقى زده است، گفته اسلام در خطر است از دست يهود. آقا مگر شما يهوديد؟ مگر مملكت ما، مملكت يهود است؟- دو هزار نفر را با كمال احترام، با دادن به هر يك از اينها پانصد دلار ارز، به هر يك پانصد دلار از مال اين ملت مُسْلم به بهايى دادهاند، ارز دادهاند، به هر يك هزار و بيست تومان تخفيف هواپيما [دادهاند]، چه بكنند؟ بروند درجلسهاى كه بر ضد اسلام در لندن تشكيل شده است شركت كنند.
سكوت مرگبار و همراهى با رژيم جبارواى بر اين مملكت! واى بر اين هيأت حاكمه! واى بر اين دنيا! واى بر ما! واى بر اين علماى ساكت! واى بر اين نجف ساكت، اين قم ساكت، اين تهران ساكت، اين مشهد ساكت! اين سكوت مرگبار، اسباب اين مىشود كه زير چكمه اسرائيل، به دست همين بهاييها؛ اين مملكت ما، اين نواميس ما، پايمال بشود. واى بر ما! واى بر اين اسلام! واى بر اين مسلمين! اى علما، ساكت ننشينيد؛ نگوييد عَلى مَسْلَك الشَّيْخرضوان اللَّه عليه- واللَّه، شيخ اگر حالا بود، تكليفش اين بود
سكوت؛ امروز سكوتْ همراهى با دستگاه جبار است؛ نكنيد سكوت. دو هزار بهايى را با پانصد دلار ارز به هر يك، و هزار و بيست تومان تخفيف هواپيما؟! اينها در روزنامه دنياست»
صحيفه نور ج1 ص 226 نامه آقاى سيد كاظم شاهنگيان درباره اعمال ضد اسلامى دولت
«اعمال ضد اسلامى دولت حاضر خطر را نزديك نموده: اخيراً به دو هزار نفر بهايى تذكره دادند و به لندن رفتند براى شركت در محفلى كه به ضد اسلام تشكيل مىشود، و به هر يك پانصد دلار ارز و هزار و بيست تومان تخفيف بليت هواپيما دادند. خدا مىداند اين مجلس ملعون چه مفاسدى براى اسلام و مذهب دربردارد»
صحيفه نور ج1 ص 228 تقويت اسرائيل و بهاييها توسط دولت
«دين شما مردم مسلمان در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است؛ دولت شما مىخواهد به دست بهاييها و اسرائيليها شما را از بين ببرد. بدانيد كه دولتِ شما به دو هزار نفر بهايى، هر يك پانصد دلار كرايه طياره داده كه به لندن بروند، جمع شوند و عليه قرآن و پيغمبر شما تصميم بگيرند. دولتِ شما در يك معامله فروش روغن و مواد نفتى از شركت نفت به «ثابت پاسال» بهايى، پنج ميليون تومان استفاده رسانيده است كه با اين پول، مخارج اعزام بهاييها به لندن و تبليغات بهايى تأمين بشود. به مردم بگوييد: از مالياتى كه دولتِ شما از شما مسلمانها مىگيرد، اين مخارج را مىكند، و يهودى و اسرائيلى و
__________________________________________________
(1)- سازمان اطلاعات و امنيت (ساواك) قم، درباره اين سخنرانى در گزارشى كه به مركز فرستاده است مىنويسد:
«اطلاع مورخه 23/2/42 حاكى بوده است كه به مناسبت مراسم عيد غدير، جمعيت زيادى از طلاب، اصناف و بازاريها از تهران، قم، اصفهان و همدان به قم وارد شدند و به منزل خمينى رفته و به او تبريك مىگفتهاند. نزديك ساعت پنج بعدازظهر عدهاى در حدود يك صد نفر كه از همدان آمده بودند به منزل وى آمده، و پس از معرفى آنها به خمينى، شخصى از طرف جمعيت خطابهاى را كه در دست داشت قرائت كرد و گفت: ما از طرف روحانيون اصناف و طبقات مختلف همدان نزد شما آمده ايم تا ضمن درك فيض حضور شما و عرض تبريك عيد، پشتيبانى مردم همدان را از شما اعلام بداريم. مردم همدان به ما نمايندگى دادهاند به شما اعلام كنيم كه تا آخرين قطره خون براى از بين بردن معاويه وقت، در پشت سر شما ايستادهاند. آنگاه آقاى خمينى صحبت نموده و [مطالب فوق را] اظهار داشت ...».
از سرمايه داران معروف بهايى. او صاحب كارخانه نوشابه سازى پپسى كولا و چندين كارخانه و واحدهاى ساختمانى بزرگ در تهران و شهرستانها بود. در كارخانهها و مراكز توليدى او فقط بهاييها دست اندركار بودند.
________________________________________________
بهايى را تقويت مىكنداطلاع كامل دارم، مىخواهند برخلاف تمايل ملت مسلمان ايران و ساير ملل اسلامى و عرب، دولت اسرائيل را به رسميت بشناسند؛ ولى هنوز مثل اينكه جرأت نكردهاند و از شما وحشت دارند كه موضوع را رسماً اعلام كنند. دو سال قبل همين كار را كردند كه مورد اعتراض علما و مردم مسلمان قرار گرفت؛ فورى تكذيب كردند. حالا هم همين خيال را دارند. شما به ديگران، و ديگران به ديگران، و همه به همه، بگوييد: آماده باشند، متحد باشند، تا روزى كه بنا شود با مشت به دهان اين دولت نوكر اجنبى و ضد اسلام بكوبيم.»
صحيفه نور ج1 ص 247 شاه تحت تأثير بهاييها
« شما آقايان در تقويم دو سال پيش از اين يا سه سال پيش از اين بهاييها مراجعه كنيد؛ در آنجا مىنويسد: تساوى حقوق زن و مرد، رأى عبدالبهاء است؛ آقايان از او تبعيت مىكنند. آقاى شاه هم نفهميده مىرود بالاى آنجا، مىگويد: تساوى حقوق زن و مرد. آقا! اين را به تو تزريق كردند كه بگويند بهايى هستى، كه من بگويم كافر است؛ بيرونت كنند. نكن اينطور؛ بدبخت! نكن اينطور. تعليم اجبارى عمومى نظامى كردن زن، رأى عبدالبهاء است. آقا تقويمش موجود است، ببينيد! شاه نديده اين را؟ اگر نديده مؤاخذه كند از آنهايى كه ديدهاند و به اين بيچاره تزريق كردهاند اينها را بگو.»
صحيفه نور ج2 ص 227 نامه به آقاى سيد مرتضى پسنديده(پاسخ به نه سؤال مطرح شده)
« اگر آن شخص بهايى بودنش معلوم و كمك به اجانبش مسلّم است بايد مردم از او و معاملات با او اجتناب كنند و اگر معلوم نيست لازم نيست»
صحيفه نور ج3 ص 311 پاسخ استفتاء درباره سود سهام بانك ..... ص : 311
قراين قطعى دلالت دارد هژبر يزدانىبهايى است و شايد كمتر از نصف سهام بانك صادرات و على المذكور بعض بانكهاى ديگر مربوط به اوست؛ و آيا به محافل كمك مىنمايد، شايد قطعى نباشد. بعضى سود از بانك مزبور گرفته و يا در دفتر طلبكار هستند. آيا در اين صورت از اين بانك سود را تماماً بگيرند و به فقرا بدهند يا خير؟ چون كمتر از نصف مربوط به هژبر يزدانى است]
بسمه تعالى
مانع ندارد بگيرند و به فقرا بدهند.»
صحيفه نور ج17 461 دفاع امريكا از جاسوسان و متجاوزين به جمهورى اسلامى
«نمىدانم كه در بعضى از راديوها كه پخش كردند صحبت رئيس جمهور امريكا را ملاحظه كرديد كه ايشان از همه دنيا استمداد كردند براى اينكه، اين بهايىهايى
كه در ايران هستند و مظلوماند و جاسوس هم نيستند، و به جز مراسم مذهبى به كار ديگر اشتغال ندارند، و ايران براى همين كه اينها مراسم مذهبيشان را بجا مىآورند 22 نفرشان را محكوم به قتل كردهاند، ايشان از همه دنيا استمداد كرده كه اينها كه جاسوس نيستند، اينها يك مردمى هستند دخالت در هيچ كارى ندارند، و روى انساندوستى ايشان اين مسائل را مىگويند. اگر ايشان اين مسائل را نمىگفت، گاهى اذهان ساده احتمال مىدادند كه خوب اينها هم يك مردمى هستند كه ولو اعتقاداتشان فاسد است لكن مشغول كار خودشان هستند و مشغول عباداتى كه به نظر خودشان عبادت است مثلا هستند، و حال آنكه در آن نظر هم نبودند. لكن بعد از اينكه آقاى ريگان گفتهاند، شهادت دادند به اينكه اينها جز مراسم مذهبى چيزى ديگرى ندارند، باز هم ما مىتوانيم باور كنيم؟ از آن طرف وقتى كه حزب توده را مىگيرند شوروى صدايش بلند مىشود كه يك عده مردم بيگناهى كه با جمهورى اسلامى هم موافق بودند، پشتيبان بودند، جمهورى اسلامى را هم اينها مثل ديگران همراهى كردند و حالا هم همينطور هستند، دولت ايران بيخودى آمده است اينها را گرفته است و حبس كرده است. از آن طرف هم آقاى ريگانمىگويد كه اينبهايىها، بيچارهها مردم آرامى، ساكتى مشغول عبادت خودشان هستند، جهات مذهبى خودشان را بجا مىآورند و ايران براى خاطر همين كه اينها اعتقادشان مخالف با اعتقاد آنهاست گرفتند. اگر اينها جاسوس نيستند شما صدايتان در نمىآمد. شما براى خاطر اينكه، اينها يك دستهاى هستند كه به نفع شما هستند، والّا ما شما را مىشناسيم، امريكا را هم مىشناسيم كه انساندوستىاش گل نكرده است كه حالا براى خاطر 22 نفر بهايى كه در ايران به قول ايشان گرفتار شدند، براى انساندوستى يك وقت همچو صدا كرده و فرياد كرده و به همه عالم متشبّث شده است كه به فرياد اينها برسيد. مردم شما را مىشناسند، شمايى كه عراق را وادار كرديد كه هر روز به سر اين كشور ما آن مىآورد كه مغول نياورد، و به سر كشور خودشان را هم همينطور. عراق كه يك دسته از علماى بزرگ آنجا را مثل آقاى آيت اللَّه آسيد يوسف،كه من او را مىشناسم كه چه مرد سالم و صحيحى است، براى خاطر- به نظر مىآيد- انتقام از مرحوم آيت اللَّه حكيم، ايشان را با عده كثيرى از بچهها و بزرگهاى اين فاميل را گرفته است، شما چنانچه انساندوست بوديد يك كلمه خوب بود بگوييد، اشارتاً بگوييد كه خوب چرا اين كار را مىكنيد؟ يك كلمه در رسانههاى گروهى شما اشكال كنند به اينكه اين كارها در عراق و ايران چى هست كه شما مىكنيد. شما ديديد كه اينها چه كردند و رسيديد به اينكه پروندههاى آنها را مطالعه كرديد و مىگوييد؟ يا غيب مىدانيد؟ اگر دليلى ما نداشتيم به اينكه اينها جاسوس امريكا هستند جز طرفدارى ريگان از آنها و دليلى نداشتيم كه حزب توده جاسوس هستند جز طرفدارى شوروى از آنها، كافى بود. لكن ما به شما بگوييم نه حزب توده را به واسطه حزب توده بودنش و نه بهايى را به واسطه بهايى بودنش اين محاكم ما محاكمه كردند و حكم به حبس دادند. اينها مسائل دارند، حزب توده را خودشان آمدند همه حرفهايشان را زدند و سابقه دارند اينها. بهايىها يك مذهب نيستند، يك حزب هستند، يك حزبى كه در سابق، انگلستان پشتيبانى آنها را مىكرد و حالا هم امريكا دارد پشتيبانى مىكند،
اينها هم جاسوساند مثل آنها. اگر جاسوس نباشند، خوب بسيارى از مردم ديگر هم هستند كه اينها انحرافات عقيدتى دارند، كمونيست هستند، چيزهاى ديگر هستند، لكن محاكم ما به واسطه كمونيست بودن آنها يا انحراف عقيده داشتن آنها، آنها را نگرفتند و حبس بكنند. حزب توده هم مادامى كه توطئه نكرده بود، مادامى كه اشتغال به توطئهاش زياد نشد- البته تحت نظر بودند اينها كه اينها چه مىكنند چون سابقه داشتند اينها- ولى مادامى كه نزديك نشد اين توطئهشان به خيال خودشان، به خيال فاسد خودشان به ثمر برسد، آن وقت بود كه پاسدارهاى عزيز ما آنها را گرفتند و ان شاء اللَّه به موقع خودش به جزاى خودشان هم مىرسند.
مسئله اين است كه طرفدار اينها، شما آقاى ريگان هستيد، و طرفدار آنها آقاى فرض كنيد شوروى هست، و اين دليل بر اين است كه اينها يك وضع خاصى دارند كه آنها نفع به اينها مىرسانند و اينها نفع به اينها مىرسانند، نفع رساندن اينها غير از اين مىتواند باشد كه اخبار ما را به آنها بدهند، جاسوسى بكنند بين ملت ايران و دولت ايران با آنها. اين گرفتاريهايى است كه كشور ما امروز دارد با اين ابرقدرتها و اين منحرفين.»
صحيفه نور ج1 ص 23 پيام به ملت ايران(دعوت به قيام براى خدا)
«خوب است ديندارى را دست كم از بهاييان ياد بگيريد كه اگر يك نفر آنها در يك ديه
زندگى كند، از مراكز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئى تعدى به او شود براى او قيام كنند. شماها كه به حق مشروع خود قيام نكرديد، خيره سران بىدين از جاى برخاستند و در هر گوشه زمزمه بىدينى را آغاز كردند و به همين زودى بر شما تفرقه زدهها چنان چيره شوند كه از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود. وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً الَى اللَّهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ يُدرِكْهُ الْمَوتُ فَقَد وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّه»
صحيفه نور ج1 187 نامه به علماى يزد(محكوم كردن ارائه تسهيلات به بهاييها)
از چيزهايى كه سوء نيت دولت حاضررا اثبات مىكند تسهيلاتى است كه براى مسافرت دو هزار نفر يا بيشتر از فرق ضاله قائل شده است، و به هر يك پانصد دلار ارز دادهاند و قريب هزار و دويست تومان تخفيف در بليت هواپيما دادهاند؛ به مقصد آنكه اين عده در محفلى كه در لندن از آنها تشكيل مىشود و صددرصد ضداسلامى است شركت كنند. در مقابل، براى زيارت حجاج بيت اللَّه الحرام چه مشكلات كه ايجاد نمىكنند و چه اجحافات و خرج تراشيها كه نمىشود
آقايان بايد توجه فرمايند كه بسيارى از پستهاى حساس به دست اين فرقه است كه حقيقتاً عمال اسرائيل هستند. خطر اسرائيل براى اسلام و ايران بسيار نزديك است. پيمان با اسرائيل در مقابل دول اسلامى يا بسته شده يا مىشود. لازم است علماى اعلام و خطباى محترم ساير طبقات را آگاه فرمايند كه در موقعش بتوانيم جلوگيرى كنيم. امروزروزى نيست كه به سيره سلف صالح بتوان رفتار كرد. با سكوت و كناره گيرى همه چيز را از دست خواهيم داد»
صحيفه نور ج1 ص 237 پاسخ استفتاء: استفتاء آقاى محمد على گرامى در مورد فرقه بهائيت
موضوع: پاسخ استفتاء در مورد فرقه بهائيت
سؤال كننده: گرامى، محمدعلى
[پيشگاه مبارك جناب مستطاب حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى حاج آقا روح اللَّه خمينى- متّع اللَّه المسلمين بطول بقائه
«مستدعى است حكم فرقه بهاييه را از نظر شرع انور در جهت ازدواج با مسلمانان- زن دادن و زن گرفتن- و همچنين در جهت طهارت و نجاست و خصوصاً وارد شدن آنها به حمامهاى مسلمانان روشن فرماييد. ممنون مىشويم. الداعى محمدعلى «گرامى» القمى]
بسمه تعالى
اين طايفه ضالّه، كافر و نجس هستند و ازدواج با آنها جايز نيست و به حمام مسلمين نبايد وارد شوند.»
صحيفه نور ج2 ص 300 پاسخ استفتاء به انجمن حجتيه(اجازه استفاده از وجوهات)
موضوع: انجمن حجتيه، اجازه استفاده از وجوهات جهت مبارزه با بهائيت
توضيح: اين اجازه نامه بعداً از سوى امام خمينى لغو گرديد
[حضرت آيت اللَّه العظمى جناب آقاى حاج آقا روح اللَّه خمينى- دام ظلّه العالى
«سلام عليكم شايد خاطر مبارك مستحضر باشد كه چند سالى است عدهاى از افراد متدين و با ايمان تحت رهبرى حضرت حجت الاسلام آقاى حاج شيخ محمود حلبى براى مبارزه اصولى با مرام ساختگى بهائيت جلسات منظمى تشكيل داده و در اين جلسات مطالب آموزندهاى تدريس و افراد را با مقام شامخ حضرت ولى عصر- ارواحنا و ارواح العالمين له الفدا- آشنا مىسازند. اخيراً دامنه فعاليت اين جلسات از تهران و اصفهان و مشهد و شيراز و مراكز مهم گذشته و حتى به دهات دوردست كشانيده شده و در اثر عنايات خاصه حضرت بقية اللَّه الاعظم امام زمان- صلوات اللَّه و سلامه عليه- توانستهاند در اين مدت حدود پانصد نفر از افراد فرقه ضاله بهاييه را به صراط مستقيم توحيد هدايت و به ديانت مقدسه اسلام مشرف نموده و عده كثيرى از افراد متزلزل را كه در خطر سقوط به دامان آن گروه قرار گرفته بودند از پرتگاه نجات دهند. اولًا نظر مبارك حضرت آيت اللَّه درباره اين عده و اقدام آنان چيست؟ ثانياً همكارى با آنها و تقويت آنان چه صورتى دارد؟ ثالثاً آيا مىتوان در صورت لزوم از وجوه شرعيه در اين راه مصرف نمود يا نه؟ استدعا آنكه نظر مبارك را صريحاً امر به ابلاغ فرمايند. والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.]
بسمه تعالى
در فرض مذكور هم اقدامات آقايان مورد تقدير و رضاى خداوند متعال است و نيز همكارى و همراهى با آنها مرضى ولى عصر- عجل اللَّه فرجه- است. و هم مجازند
مؤمنين از وجوه شرعيه از قبيل زكوات و شرعيات به آنها بدهند. در صورت لزوم مجازند از ثلث سهم مبارك امام- عليه السلام- به آنها كمك كنند؛ البته تحت نظارت اشخاص متعهد و اگر جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حلبى- دامت بركاته- مىتوانند، تحت نظارت ايشان وجوه داده شود.»
صحيفه نور ج1 ص 123 برنامههاى نمايشى رژيم در 17 دى
« دستگاه بهاييت و كارخانه پپسى كولا دستگاه جاسوسى يهود فلسطيناست.»
صحيفه نور ج1 ص 216 خطر صهيونيسم
«اگر همه علماى اسلام يك مطلبى را بگويند، حالا كه خطر بر اسلام وارد شده و آن خطر يهود است و حزب يهود- كه همين حزب بهاييت است- اين خطر كه حالا نزديك شده، اگر آقايان، علماى اعلام، خطبا، طلاب، همه با هم هم صدا بگويند كه آقا ما نمىخواهيم كه يهود بر مقدرات مملكت ما حكومت كند، ما نمىخواهيم كه مملكت ما با مملكت يهود هم پيمان بشود در مقابل پيمان اسلامى؛ آنها- مسلمين- باهم هم پيمان مىشوند، آقايان با يهود هم پيمان مىشوند! خوب، چه وضعى است اين مملكت؟ اگر نوكر هم هستيد چرا اينقدر نوكر؟»
صحيفه نور ج1 ص 346 بيانات در جمع روحانيون و طلاب تهران جهت افشاى دين زدائى
«كم كم، امروز بهاييت را در ادارات راه مىدهند، و با يهوديها ارتباط برقرار مىكنند؛ و فردا مىگويند اصلًا دين بايد از قانون الغا شود»
صحيفه نور ج3 ص 204 پيام به عموم مردم در ابراز تنفر از خائنين و منحرفين
«اسلام و مذهب مقدس جعفرى سدى است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آنها- چه راستى و چه چپى- و روحانيت كه حافظ آن است سدى است كه با وجود آن، اجانب نمىتوانند به نحوى كه دلخواه آنهاست، با كشورهاى اسلامى و خصوصْ با كشور ايران رفتار كنند، لهذا قرنهاست كه با نيرنگهاى مختلف براى شكستن اين سد نقشه مىكشند: گاهى از راه مسلط كردن عمال خبيث خود بر كشورهاى اسلامى، و گاهى از راه ايجاد مذاهب باطله و ترويج بابيت و بهاييت و وهابيت، و گاهى از طريق احزاب انحرافى. امروز كه مكتب بىاساس ماركس با شكست مواجه است و بىپايگى آن برملا شده است، عمال اجانب كه خود بر ضد مكتب آن هستند در ايران از آن ترويج مىكنند.»
صحيفه نور ج18 ص 389 بيانات در جمع مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد(تلاش براى تحقق اسلام)
«اميدوارم شما بتوانيد چهره اسلام را آن گونه كه هست نشان دهيد. امروز دولتها مىخواهند ايران را به صورت زنندهاى به دنيا معرفى كنند. رسانههاى گروهى و سازمانهاى آنچنانى وقتى پيروزى ايران و اسلام را مىبينند و يا وقتى مىفهمند كه عراق آن همه ظلم به ما كرده است، به دروغ مسئله نقض حقوق بشر در ايران را عنوان مىكنند و ادعا مىكنند كه بهاييها در ايران هيچ آزادى ندارند و آنها به خاطر بهاييگرى زنداناند.»
صحيفه نور ج1 ص 77 ما با«اسرائيل» و«بهاييها» مخالفيم
« ما با اسرائيل و بهاييها نظر مخالف داريم و تا روزى كه مسئولين امر، دست از حمايت اين دو طبقه برندارند، ما به مخالفت با آنها ادامه مىدهيم.»
صحيفه نور ج1 ص 213 سكوت مرگبار و همراهى با رژيم جبار
«واى بر اين مملكت! واى بر اين هيأت حاكمه! واى بر اين دنيا! واى بر ما! واى بر اين علماى ساكت! واى بر اين نجف ساكت، اين قم ساكت، اين تهران ساكت، اين مشهد ساكت! اين سكوت مرگبار، اسباب اين مىشود كه زير چكمه اسرائيل، به دست همين بهاييها؛ اين مملكت ما، اين نواميس ما، پايمال بشود. واى بر ما! واى بر اين اسلام! واى بر اين مسلمين! اى علما، ساكت ننشينيد؛ نگوييد عَلى مَسْلَك الشَّيْخ
رضوان اللَّه عليه- واللَّه، شيخ اگر حالا بود، تكليفش اين بودسكوت؛ امروز سكوتْ همراهى با دستگاه جبار است؛ نكنيد سكوت. دو هزار بهايى را با پانصد دلار ارز به هر يك، و هزار و بيست تومان تخفيف هواپيما؟! اينها در روزنامه دنياست. يك شخصى به من گفت كه يك معاملهاى كرده است شركت نفت با ثابت پاسالو در اين معامله تخفيفى داده است كه بيست و پنج ميليون تومان در اين تخفيف نفع برده است؛ براى نفع اين جمعيتى كه فرستادند به لندن بر ضد اسلام. اين وضع نفت ما، اين وضع ارز مملكت ما، اين وضع هواپيمايى ما، اين وضع وزير ما، اين وضع همه ما؛ سكوت كنيم باز؟ هيچ حرف نزنيم؟ حرف هم نزنيم؟ ناله هم نكنيم؟ خانه هايمان را خراب مىكنند آخ نگوييم؟»
صحيفه نور ج1 ص 310 روش تبليغ، وظيفه مبلغ
«فعلًا كارى با آنها نداشته باشيد. شما هر چه مىتوانيد جوانان را به مسجد دعوت كنيد. جريان دين اسلام را به آنها تلقين نماييد. كم كم حساب بهاييها را هم در اين مملكت خواهيم رسيد»
صحيفه نور ج5 299 مصاحبه با كرككروفت درباره اسلام
[آيا براى بهاييها در حكومت آينده، آزاديهاى سياسى و مذهبى وجود دارد؟]
- آزادى براى افرادى كه مضر به حال مملكت هستند داده نخواهد شد.
[آيا آزاديهايى براى مراسم مذهبى آنها داده خواهد شد؟]
- خير.
صحيفه نور ج1 193 تماس با رژيم شاه، انتحار روحانيت
«ما موقعى كه يقين پيدا كرديم كه محافل لامذهب بهاييهاى يهودى الاصل ايران و امريكا اراده دارند درخواست تساوى حقوق زن و مرد را آلت تجاوز به حريم مذهب رسمى اين مملكت قرار دهند، و دين اسلام را كه موجب بقاى استقلال ظاهرى اين ملك و ملت است، تضعيف كنند؛ دوستانه نامه هايى از براى اين دولت نوشتيم كه مواظب باشند. دولتهاى همسايه همواره روابطشان نسبت به شما اينطور روشن نمىماند، و دو دفعه امكان دارد درصدد دست درازى به اين ملك برآيند.»
صحيفه نور ج1 ص 94 هشدار شديد به اسدالله علم
« دولت، خوب است وظيفه خود را بداند؛ ما را زير دست يك مشت كليمى كه خود را به صورت بهايى درآوردهاند پايمال ننمايد.»
صحيفه نور ج1 ص 104 هدف اجانب، هدم قرآن و كشور مسلمين
«" اينها مىخواستند با تصويب لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى و الغاى شرط اسلام از رأى دهنده و انتخاب شونده، مقدرات مسلمين را به دست غير مسلمانان مانند يهوديهاى بهايى بسپارند. اگر استانهاى اين كشور به دست غير مسلمان بيفتد چه بسا ممكن است از حلقوم خبيث آنان صدايى غير از قرآن شنيده شود و آن روز است كه خطرهاى بزرگى متوجه مىشود؛ نه تنها اسلام و قرآن حفظ نخواهد شد، بلكه تمام حيثيات شما خواهد رفت. اقتصاديات، بازار، ذخاير مملكت، همه و همه خواهد رفت. اى مؤمنين بيدار باشيد. اجانب به فكر از بين بردن ايران و كشور مسلمين افتادهاند. جز قرآن مانعى نمىبينند. عمال خود را وادار كردند به هر حيلهاى كه ممكن است قرآن را از بين ببرند. غافلند قرآن با چه خونهاى مقدسى و رفتن چه عزيزانى به دست مسلمين رسيده است. الآن روز جمعه است، هر گوشى كه سخنان را بشنود لازم است به ديگران بگويد، مردم را متوجه كنيد تا به دولت بگويند: ما حاضر نيستيم استانهاى اين كشور تحت تصرف بهايى نماهاى يهود درآيد. آگاه باشيد خطر بزرگ و تكليف مهم است.»