چشم انداز تغيير ساختار جغرافيايی و جمعيتی فلسطين

يهوديان و فلسطين قبل از 1948

    بررسی و تحليل روند اسکان يهوديان و جنبش استعماری ـ اسکانی صهيونيسم نيازمند شناخت عوامل متعدد و مؤثر در اين زمينه است. عواملی که به يهوديان برای مهاجرت به فلسطين و احداث شهرک ها و همزيستی با عرب های ساکن فلسطين در اوايل قيمومت انگلستان بر اين کشور کمک کرد. اين مسأله به عوامل مختلفی از جمله روابط حسنه و فارغ از ظلم و ستم عرب ها و يهوديان و نبود اهداف سياسی برای اسکان يهوديان در فلسطين بر می گردد. در اولين مرحله اسکان قبل از سال 1897 بخشی از مهاجرت يهوديان از کشورهای شرق اروپا بود که بعداً يهوديان ساکن ديگر کشورهای جهان در قالب دسته های مشخص وارد فلسطين شدند5.

    يهوديان قبلاً تنها برای مسافرت به فلسطين رفت و آمد می کردند و هيچ سند تاريخی دال بر سيطره يهوديان در دوره های زمانی طولانی بر سرزمين فلسطين وجود ندارد. البته يهوديان در دوره هايی در اين سرزمين حضور داشتند. در تورات آمده است که عبرانی های نخستين به سرزمين کنعانيان مهاجرت کردند و در يک جا استقرار نيافتند6.

جمعيت فلسطين قبل از وقوع فاجعه 1948

    ورود يهوديان به فلسطين و خريد زمين فلسطينيان در سايه حمايت بيگانگان شروع شد. يهوديان برای اولين بار در زمان سلطان عبدالمجيد (1839ـ 1861) در سال 1855م. به وسيله موشه مونتفيوری اقدام به خريد اراضی فلسطينيان کردند. سلطان عبدالمجيد فرمانی صادر کرد که به موجب آن به منتفيوری اجازه داد که به خريد زمين در فلسطين مبادرت ورزد. وی زمينی در نزديکی قدس خريداری کرد که بعدها محله ای يهودی نشين در آن به اسم خود مونتفيوری احداث شد. در سال 1870 انجمن صهيونيستی "اليانس" شهرک "مکفيه اسرائيل" را در مساحتی حدود 2600 دونم احداث کرد. انجمن مذکور اين زمين را به مدت 99 سال از امپراتوری عثمانی اجاره کرد. اين زمين در روستای يازور در نزديکی شهر يافا قرار داشت. از سال 1870 تا 1914 يهوديان 600/420 دونم زمين در فلسطين در اختيار داشتند که همه آنها را از عجم های ساکن فلسطين خريده بودند7.

با توجه به وضعيت اواخر حکمرانی امپراتوری عثمانی، سازمان های صهيونيستی نشأت گرفته از جنبش صهيونيسم توسعه يافتند و مؤسساتی چون صندوق ملی يهوديان، بانک شهرک های يهودی نشين و شرکت مکانيزه کردن اراضی فلسطين تأسيس شدند. همه اين سازمان ها برای گسترش حضور يهوديان در فلسطين به مهاجرت آنها به اين مرز و بوم همت گماشتند. موشه مونتفيوری در خصوص گروه های مهاجر يهودی به فلسطين از سال 1882 تا 1948 می گويد: شمار يهوديانی که تا قبل از شروع مهاجرت يهوديان جهان به فلسطين در سال 1839 در فلسطين می زيستند حدود شش هزار نفر بود و بيش تر آنها اصالتاً اسپانيايی بودند. از سوی ديگر، عرب ها 300 هزار نفر جمعيت داشتند که معادل 2 درصد کل جمعيت فلسطين بودند8.

    اما اطلاعات کمی در مورد جمعيت فلسطين در دوره تسلط امپراتوری عثمانی (1542 تا 1916) بر آن وجود دارد، زيرا آمارگيری عثمانی ها بيش تر در بخش های نظامی متمرکز بود.و برای به خدمت گرفتن تعداد زيادی نيروی نظامی صورت می گرفت.

    با اين وجود حکومت عثمانی در سال 1914 به سرشماری فلسطينيان اقدام کرد. اين کار چند ماه طول کشيد و با انتشار يک گزارش جمعيت فلسطين در آن سال حدود 689 هزار نفر اعلام شد. اما گزارش های تفصيلی درباره توزيع جغرافيايی جمعيت فلسطينيان منتشر نکرد. با توجه به اطلاعات موجود که در بخش ديگری از پژوهش آن را آورده ام، اگر بنا را بر اين بگذاريم که يهوديان در اين سال 40 هزار نفر جمعيت داشته اند، اين رقم تقريباً معادل 8/5 کل جمعيت فلسطين است. آنگونه که پيداست مهاجرت يهوديان در عهد امپراتوری عثمانی به خصوص پس از تأسيس جنبش جهانی صهيونيست بعد از کنفرانس بال در پايان ماه اوت 1897 گسترده نبوده است. در نتيجه حضور يهوديان در فلسطين در رشد جمعيت فلسطين نقش مؤثری نداشت. به نظر می رسد که دوره قيمومت انگلستان بر فلسطين دوره طلايی جنبش صهيونيسم برای تحقق اهداف استراتژی خود در فلسطين بود9.

جدول شماره يک تحول زمان بندی شده جمعيت فلسطين را بر حسب ديانت از سال 1922 تا 1948 نشان می دهد10

سال

جمعيت کلی

مسلمان

مسيحی

پيروان ديگر مذاهب و اديان

عرب ها

درصد

يهودی

درصد

1922

752048

589177

71464

7617

668258

8/88

83790

2/11

1925

847238

641494

75512

8507

725513

6/85

120725

4/14

1928

935951

695280

79812

9203

784295

8/83

151656

2/16

1931

1033314

759700

88907

10101

858708

1/83

174106

9/16

1935

1308112

836688

105236

11031

952955

8/72

355157

2/27

1940

1544530

947846

120587

12562

1080995

9/69

463535

1/30

1945

1834935

1101565

101285

14858

1255708

4/68

579227

6/31

1948

2158400

1343900

148100

16400

1508400

8/69

650000

2/30

 

    از جدول بالا واقعيت بافت جمعيت فلسطين و تحولات به وجود آمده در آن روشن می شود. فلسطينيان در سال 1922، 8/88 درصد کل جمعيت فلسطين را تشکيل می دادند. اين در حالی است که نسبت يهوديان 2/11 درصد بود. همچنان جمعيت فلسطينيان نسبت به يهوديان سير نزولی پيدا کرد تا اين که پس از تشکيل دولت عبری به حدود 8/69 درصد رسيد و جمعيت يهوديان تا 2/30 درصد کل جمعيت فلسطين افزايش يافت. افزايش چشمگير جمعيت يهوديان به علت سير مهاجرت گسترده آنها به فلسطين بود که چند سال قبل از تشکيل دولت عبری در دسته ها و گروه های مختلفی وارد فلسطين شدند.

جدول شماره دو روند مهاجرت يهوديان به فلسطين را قبل از تشکيل رژيم صهيونيستی نشان می دهد11

دسته

دوره

تعداد مهاجران

محل حرکت

دسته اول

1880 ـ 1903

25000

روسيه، هلند، رومانی

دسته دوم

1904 ـ 1914

34000

روسيه، شرق اروپا

دسته سوم

1919 ـ 1923

35100

از مناطق اطراف دريای بالتيک، روسيه، هلند

دسته چهارم

1924 ـ 1931

78898

هلند، رومانی، خاورميانه

دسته پنجم

1932 ـ 1939

224784

آلمان، اروپای غربی، هلند

دسته ششم

1940 ـ 1948

118300

مرکز اروپا، بالکان، هلند، خاورميانه

نبيل السهلی، تحولات جمعيتی فلسطين، صامد الاقتصادی، امان شماره 120، ص 103.

    از جدول بالا تأثير مهاجرت يهوديان به فلسطين در تحول بافت جمعيت اين سرزمين به نفع يهوديان به وضوح پيداست. مهاجرت يهوديان در قالب دسته های مشخص از سال 1880م. شروع شد و در دسته اول از سال 1880 تا 1903م. حدود 25000 هزار مهاجر يهودی وارد فلسطين شدند. گفتنی است که يهوديان در اين دوره وضعيت معيشتی مناسبی نداشتند و در فقر و تنگنا زندگی می کردند و به جز سالخوردگان يهودی کسی به فلسطين مهاجرت نمی کرد. اين افراد نيز علاقه داشتند که اواخر عمر خود را در قدس بگذرانند. کنسولگری آمريکا در قدس در سال 1878 اعلام کرد:" يهوديان قدس به خصوص فقرا و سالخوردگان در قدس سکنی می گزيدنند. اين گونه پيداست که قدس مرکز تجمع يهوديان متعصب و سالخورده است. اين افراد می خواهند در قدس زندگی خود را با تکدی گری بگذرانند و آخرين لحظات عمر خويش را با عبادت در کنار ديوار ندبه سپری کنند12.

    شمار مهاجران يهود به فلسطين از سال 1904 تا 1914م. افزايش يافت و به 34 هزار نفر رسيد. مهاجرت يهوديان در سال های قبل از تشکيل دولت عبری از سال 1932 تا 1939 روند صعودی گسترده ای داشت. اين سال ها شاهد بيش ترين مهاجرت به فلسطين بودند به نحوی بيش از 224 هزار نفر يهودی وارد فلسطين شدند.

علل مهاجرت يهوديان

1ـ ظهور جنبش نازيسم در آلمان و ظلم و ستم آنها بر يهوديان. بعضی از نويسندگان يهود مانند آلفرد ليلينتال در کتاب های خود نوشته اند که صهيونيسم جهانی برای توجيه تأسيس دولت عبری با نازيست ها ارتباط برقرار و آنها را به کشتار يهوديان تشويق کرد. اين کار عجيبی نيست زيرا خود صهيونيست ها پس از جنگ در اقدامات ظالمانه نازيست ها عليه يهوديان شرکت می کردند تا آنها را به مهاجرت به فلسطين وادار کنند.

2ـ بحران های اقتصادی اروپا بر مهاجرت گسترده يهوديان به فلسطين تأثير زيادی گذاشت و اوضاع اقتصادی آمريکا نيز باعث شد که دولتمردان اين کشور تدابير لازمی برای جلوگيری از موج مهاجرت به اين کشور اتخاذ کنند. با بررسی اوضاع اقتصادی کشورهای اروپايی و ديگر کشورهايی که يهوديان از آنجا مهاجرت می کردند، به نابسامانی و رکود اقتصادی آنها پی می بريم. به عنوان مثال يهوديان هلند نيمی از پنجمين دسته مهاجران را تشکيل می دهند. همچنين حضور 90 درصد مهاجران اروپايی در دسته پنجم گويای اين مدعاست که بحران های اقتصادی اروپا نقش مهمی در مهاجرت يهوديان داشته است. شمار زيادی از اين يهوديان کار آزاد و در زمينه های مختلف تخصص داشتند. از سال 1935 تا 1939 حدود 1000 پزشک و 500 مهندس يهودی به فلسطين مهاجرت و صهيونيست ها خود را برای تأسيس پايه های دولت عبری آماده کردند.

    انگلستان تلاش می کرد که خود را بيش تر به کشورهای عرب نزديک کند به اين علت در 17 مه 1939 کتاب سفيد را منتشر ساخت و در آن برای اولين بار حد نهايی مهاجرت يهوديان به فلسطين را تعيين کرد. پس از اين تصميم انگلستان، جنبش صهيونيسم مرکز ثقل خود را به ايالات متحده آمريکا منتقل کرد و نيويورک به مرکز فعاليت اين جنبش تبديل شد. صهيونيست ها در ماه مه سال 1942م. کنفرانس بلتمور را برگزار کردند و بر سه عامل زير تأکيد کردند:

1ـ گشودن باب مهاجرت تحت نظارت آژانس بين المللی يهود.

2ـ تشکيل يک گروه يهودی برای جنگيدن در کنار هم پيمانان صهيونيسم. اين گروه فعاليت خاص خود را داشت و بر حق صهيونيست ها برای تأسيس دولتی به عنوان يکی از ايالت های آمريکا تأکيد کرد.

3ـ تبديل فلسطين به پايگاهی برای يهوديان.

    با توجه با مطالب بالا، دسته های مهاجر يهودی تأثير مستقيمی در تغيير اجباری بافت جمعيت فلسطين داشتند. همچنين اين مهاجرت ها تحولاتی را در جغرافيای فلسطين به وجود آوردند و آن را به نفع يهوديان تغيير دادند.

تحولات جمعيت فلسطين در نيمه اول قرن جاری از سال 1914 تا 1948

    بنا به گزارشی که در سال 1914م. منتشر شد جمعيت فلسطين در اين سال حدود 689 هزار نفر تخمين زده شد. 634 هزار نفر از آنها عرب و 55 هزار نفر نيز يهودی بودند. جمعيت يهوديان در اين سال معادل 8 درصد کل جمعيت فلسطين بود.

    در اوايل اشغال فلسطين به وسيله انگلستان، روند مهاجرت يهوديان به فلسطين شدت يافت و در سال 1920م. به 9 درصد رسيد. اين رقم در سال 1921م. تا 6/10 درصد افزايش يافت.

جدول شماره سه روند صعودی مهاجرت يهوديان در اين سال ها را نشان می دهد:

سال

منبع

جمعيت عرب ها

جمعيت يهوديان

تعداد

درصد

تعداد

درصد

1914

گزارش های حکومت عثمانی13

634633

92

142/55

8

1922

سرشماری سال192214

668594

89

794/83

11

1931

سرشماری سال15 1931

861211

84

610/174

16

1944

گزارش های حسن صالح16

1210922

7/69

702/528

3/30

1947

گزارش های انگلستان17

1363387

69

239/614

31

1948

هداوی18 1948

1415000

5/68

650000

5/31

 منابع جدول (13ـ 14ـ 15ـ 16ـ 17ـ 18) در نهايت پژوهش آمده است.

    در جدول بالا آمده است که جمعيت فلسطين بر اساس گزارش های حکومت عثمانی 689/775 هزار نفر است. لوک و هيث نيز به اين رقم اشاره کرده اند. 92 درصد آنها عرب و 8 درصد باقيمانده يهودی می باشند. اين ارقام تخمينی است و آمار رسمی حکومت عثمانی درباره جمعيت فلسطين نيست.

    برای اولين بار در تاريخ نوين فلسطين در دوره استعمار انگلستان در اين کشور، سرشماری به عمل آمد. سپس برای دومين بار در سال 1931 فلسطينيان سرشماری شدند.

    در دوره استعمار انگلستان در سال 1922 جمعيت فلسطين به حدود 388/752 رسيد. قبل از سال 1922 سرشماری رسمی در فلسطين به عمل نيامده است. با توجه به اين آمار نسبت عرب ها و يهوديان در اين سال به ترتيب 89 و 11 درصد بود که جمعيت يهوديان نسبت به سال 1914م. 3 درصد افزايش داشت. اما بنا بر آمار سال 1931م. جمعيت کلی فلسطين به 1035821 نفر رسيد. در اين سال جمعيت عرب ها کاهش يافت و به 84 درصد کل جمعيت رسيد اما در عين حال، جمعيت يهوديان به 16 درصد افزايش يافت. از طرف ديگر، با توجه به گزارش ها و آمار اشغالگران انگليس در مورد جمعيت فلسطين که مصطفی مراد الدباغ در مجله "بلادنا فلسطين" به آن اشاره می کند، جمعيت فلسطينيان در اين سال 1363387 نفر بود که عرب ها 69 درصد و يهوديان 31 درصد آن را تشکيل می دادند.

    مطالب بالا گويای اين مطلب است که جمعيت يهوديان در فلسطين روند صعودی به خود گرفته بود و از طرف ديگر، جمعيت عرب ها سير نزولی داشت و هر سال کاهش می يافت. در ماه مه سال 1948 جمعيت فلسطين 2065000 نفر برآورده شد که 1415000نفر عرب و 650000 هزار نفر هم يهودی بودند. در واقع نسبت عرب ها به کل جمعيت 5/68 درصد و نسبت يهوديان 5/31 درصد بود19. کاهش جمعيت فلسطينيان در اين دوره ناشی از عوامل غيرطبيعی مؤثر در رشد جمعيت به ويژه مهاجرت گسترده يهوديان بوده است.

عوامل مؤثر در رشد جمعيت

   بررسی عوامل مؤثر در رشد جمعيت فلسطين نشان می دهد که جمعيت کل اين کشور از سال 1922 تا 1944م. 4/131 درصد رشد داشته است و عوامل طبيعی مؤثر در افزايش جمعيت 63 درصد و عامل مهاجرت 37 درصد در اين امر سهيم بودند. ميزان افزايش جمعيت بر حسب ديانت مابين سال های 1922 تا 1944 نيز متفاوت بود. در اين مدت پيروان دين يهود 1/536 درصد و پيروان دين مسيح 90 درصد و مسلمانان 80 درصد افزايش يافتند20. النعمانی با استناد به سرشماری 1945 (از سوی حکومت انگلستان) و سرشماری يهوديان در سال 1948م. ميزان رشد آنها را در اين دو سال 8/16 درصد ارزيابی کرد. عامل مهاجرت 2/95 درصد در اين امر دخيل بود و اين مسأله به خوبی اهميت مهاجرت يهوديان در افزايش جمعيت آنها در فلسطين را نشان می دهد. جدول شماره 4 جمعيت مسلمانان، مسيحيان و يهوديان فلسطين از سال 1922 تا 1944 را نشان می دهد21.

جدول شماره چهار نمايانگر تحول جمعيت فلسطين بر حسب ديانت از سال 1922 تا 1944است22

وضعيت

مسلمان

مسيحی

يهودی

ديگران

مجموع

جمعيت بر اساس سرشماری سال 1922

589177

71464

83790

7917

75248

برآورد جمعيت در پايان سال 1944

1061277

135547

528702

14098

1739624

مجموع رشد جمعيت

472100

64083

444921

6481

987576

رشد طبيعی جمعيت

4534058

45590

117226

6026

62247

رشد جمعيت متأثر از عامل مهاجرت

18695

18493

327686

455

365329

درصد رشد طبيعی

96 درصد

71 درصد

26 درصد

93 درصد

63 درصد

درصد رشد جمعيت متأثر از پديده مهاجرت

4 درصد

29  درصد

74 درصد

7 درصد

37 درصد

دائرة المعارف فلسطين، جلد دوم، مطالعات ويژه، بيروت 1990 ص 288.

    جدول فوق ميزان افزايش جمعيت يهوديان، مسيحيان و مسلمانان و اهميت عامل مهاجرت را نشان می دهد. مهاجرت 74 درصد در رشد جمعيت يهوديان و 29 درصد در جمعيت مسيحيان مؤثر بود. اين در حالی است که اين عامل تنها 4 درصد در رشد جمعيت مسلمانان سهيم بود، در حالی که جمعيت مسلمانان 96 درصد، مسيحيان 71 درصد و يهوديان 26 درصد رشد طبيعی داشت.

    علت برتری جمعيتی يهوديان بر عرب ها به معادلات و عناصر مؤثر در رشد جمعيت در دوره قيمومت انگلستان بر فلسطين بر می گردد. انگلستان به طور کلی دروازه های فلسطين را به روی يهوديان گشود. سير گسترده مهاجرت يهوديان به فلسطين در متوسط رشد طبيعی جمعيت پيروان اديان مختلف اخلال ايجاد کرد. در اثر آن جمعيت عرب های مسلمان و مسيحی از 89 درصد تا 67 درصد کاهش يافت و از طرف ديگر، جمعيت يهوديان از 11 درصد تقريباً به 33 درصد رسيد. به عبارت ديگر جمعيت عرب ها که در دوره قيمومت انگلستان نه دهم بود تا دو سوم کاهش يافت و جمعيت يهوديان از يک دهم به يک سوم رسيد. البته نمی توان از عوامل طبيعی مؤثر در رشد جمعيت فلسطين چشم پوشی کرد.

جدول شماره پنج ميزان تأثير عوامل زاد و ولد و مرگ و مير را بر جمعيت پيروان اديان مختلف در فلسطين نشان می دهد24:

سال

جمعيت کل

مسلمان

مسيحی

دروزی ها و پيروان ديگر مذاهب و اديان

يهودی

ميانگين زاد و ولد

ــــــ

ـــــــ

ـــــــ

ـــــــــــ

ـــــــــ

1925

6/46

2/50

3/36

8/42

9/33

1935

7/44

3/50

9/35

9/44

2/30

1945

1/42

2/51

1/31

4/43

0/27

ميانگين مرگ و مير

 

 

 

 

 

1925

8/23

9/26

1/16

6/19

7/13

1935

0/21

4/25

0/15

5/21

3/9

1945

5/16

1/21

1/12

1/19

1/8

ميانگين رشد طبيعی

 

 

 

 

 

1925

8/22

3/23

2/20

2/23

2/20

1935

7/23

9/24

9/20

4/23

9/20

1945

9/27

9/32

5/20

1/27

6/19

دائرة المعارف فلسطين، جلد دوم، مطالعات ويژه، بيروت 1990، ص 288.

    با توجه به مطالب بالا، اهميت افزايش رشد طبيعی جمعيت فلسطين به خوبی پيداست. از سال 1922 تا 1944 ميانگين رشد طبيعی جمعيت عرب ها 26 در هزار بود. ميانگين آن در ميان مسلمانان و مسيحيان به ترتيب 31 و 21 در هزار بود. اما متوسط رشد طبيعی يهوديان در اين مدت 20 در هزار بوده است. در اواخر سلطه انگلستان بر فلسطين به خصوص از سال 1942 تا 1946 رشد طبيعی جمعيت در ميان عرب ها و يهوديان به ترتيب 27 در هزار و 21 در هزار بود. ميزان زاد و ولد در ميان عرب ها و يهوديان نيز هر کدام به ترتيب 50 و 40 در هزار و متوسط مرگ و مير نيز به ترتيب 23 و 19 در هزار بود. در اين ميان، همچنين درصد ازدواج زودهنگام عرب ها و يهوديان برای تغيير بافت جمعيت به نفع خود بالا رفت، به گونه ای که سن ازدواج در ميان دختران به 18 سال و در ميان پسران به 24 سال کاهش پيدا کرد. با توجه به اين عوامل نسبت جمعيت جوان عرب ها (15 تا 45 ساله) اعم از دختر و پسر به 7/56 درصد رسيد. در حالی که جمعيت جوان يهوديان تا مرز 60 درصد افزايش يافت. اما ميانگين باروری خانواده ها نيز افزايش چشمگيری داشت. ميانگين زايمان هر زن فلسطينی اعم از يهودی و مسلمان و مسيحی 6 فرزند و به طور اخص در ميان عرب ها 7 فرزند بود. جدول بالا نشان می دهد که بالاترين سطح زاد و ولد به سال 1925 با 6/46 در هزار و پايين ترين سطح آن نيز به سال 1945 با 1/42 در هزار مربوط می شود. در دوره افزايش سطح زاد و ولد، درصد مرگ و مير به بالاترين حد خود در اين سال ها رسيد. در همين سال (1925) از هر هزار نفر 8/23 نفر می مردند. از طرف ديگر، در سال 1945م. پايين ترين درصد مرگ و مير را داشتيم و تا مرز 2/14 در هزار کاهش يافت. در سال 1925م ميانگين رشد طبيعی جمعيت به پايين ترين سطح خود يعنی 22.8 در هزار و ميانگين رشد طبيعی در سال 1945م. به بالاترين سطح خود يعنی 27.9 رسيد. اگر به ميانگين رشد طبيعی يهوديان و زاد و ولد آنها نگاهی بياندازيم، تفاوت عمده ای را مشاهده می کنيم که ناشی از پديده مهاجرت و تأثيرات آن در افزايش جمعيت می باشد. اين مطلب به خوبی مدعای ما را مبنی بر اين که عامل مهاجرت مهم ترين و اساسی ترين عنصر افزايش سرسام آور جمعيت يهوديان در فلسطين بوده است، به اثبات می رساند. همچنين با بررسی عوامل رشد جمعيت خواهيم فهميد که رشد طبيعی جمعيت مسلمانان 99.6 درصد، مسيحيان 64 درصد و دروزيان 89 درصد بوده است. در حالی که رشد طبيعی يهوديان 27 درصد بوده است. با توجه به اين پی می بريم که عامل مهاجرت 73 درصد در افزايش جمعيت آنها در فلسطين دخيل بوده است. مهم ترين مسأله ای که می توان از جدول فوق فهميد اين است که ميانگين مرگ و مير يهوديان نسبت به مسلمانان، مسيحيان و دروزيان کاهش چشمگيری داشته است.

جدول شماره شش آمار مهاجران يهودی به فلسطين از سال 1920 تا 1940 را نشان می دهد25

سال

آمار مهاجران

1921 ـ 1929

99،927

1930 ـ 1939

206،243

1940 ـ 1948

118،300

مجموع

424،470

محمد السيد غلاب، تحول جمعيت فلسطين از سال 1918 تا 1965، مرکز مطالعات و پژوهش های عربی، قاهره، ص 329.

دائرة المعارف فلسطين، بخش دوم، مطالعات ويژه، بيروت 1990، ص 304.

    جدول بالا افزايش سرسام آور مهاجران يهودی به فلسطين را نشان می دهد. از سال 1921 تا 1929 شاهد کم ترين موج مهاجرت يهوديان و از سال 1930 تا 1940 شاهد بالاترين سطح مهاجرت يهوديان به داخل فلسطين هستيم. پديده مهاجرت به فلسطين دارای ابعاد جغرافيايی نيز می باشد. جنبش جهانی صهيونيسم با اسکان گسترده يهوديان در فلسطين در پی استعمار و اشغال اين سرزمين مقدس و ايجاد ارتباط ميان پديده مهاجرت و استعمار اين مرز و بوم بود. استعمارگران ديگر با کمک به صهيونيست ها خوی و غريزه استعمارگری آنها را اشباع می کردند. عامل ديگر مشوق مهاجرت يهوديان به فلسطين استثمار منابع آبی و کشاورزی اين کشور بود، به نحوی که استعمارگران از ابتدای اشغال فلسطين اراضی حاصلخيز را به تصرف خود درآوردند و با واردات ماشين آلات کشاورزی به کشت انواع مختلف محصولات کشاورزی پرداختند. با اين وجود يهوديان در سال 1918 تنها 650 هزار دونم ـ معادل دو درصد مساحت کل فلسطين ـ را در اختيار داشتند. يهوديان در دوره استعمار انگلستان در فلسطين اراضی وسيعی را تصاحب کردند و در ماه مه 1948 حدود 1/2 ميليون دونم ـ معادل 80 درصد کل مساحت خشکی فلسطين ـ را به زير سلطه خود درآوردند.

    يهوديان در اواخر استعمار انگلستان در فلسطين 20 درصد کل اراضی کشاورزی اين سرزمين را تصاحب کرده بودند. با اين حساب، مساحت اراضی اشغالی کشاورزی و زمين هايی که يهوديان از مالکان مقيم خارج از فلسطين خريده بودند، به 625 هزار دونم رسيد. به دنبال تصاحب اين زمين ها، 2746 خانواده فلسطينی از 22 روستا در دشت مرج ابن عامر، 15 هزار نفر از الحوله و هزاران نفر ديگر از اراضی الساخنه، غور بيسان، طلعون، الزبيدات و المنسی به خارج تبعيد شدند. در دوره استعمار انگلستان شمار شهرک های صهيونيست نشين از 47 شهرک در سال 1914 به 274 شهرک در سال 1946 رسيد و به عبارتی در طول اين 32 سال هر سال هفت شهرک احداث شد26.

پديده مهاجرت يهوديان و ميزان تأثير آن در تغيير بافت جغرافيای فلسطين در دوره قيمومت انگلستان بر کشور

    پرداختن به مسأله مهاجرت يهوديان به فلسطين تنها به خاطر ارائه آمار در مورد شمار مهاجران نيست بلکه به علت درک ميزان تأثير اين پديده بر بافت جغرافيايی فلسطين تا تأسيس دولت يهود در سال 1948 است و آيا اين مهاجرت ها کورکورانه بوده و يا اين که سازمان يافته و برای رسيدن به اهداف استعماری صورت گرفته است؟ 482900 مهاجر يهودی در دوره استعمار انگلستان در چهار دوره زمانی مشخص وارد فلسطين شدند. متوسط سالانه، 16440 هزار مهاجر يهودی در فلسطين سکنی می گزيدند. در اين زمان تغييراتی درونی و بيرونی در پديده مهاجرت يهوديان روی داد و متوسط ساليانه مهاجرت يک دوره با دوره ديگر تفاوت داشت. در دوره زمانی 1919 تا 1923 متوسط مهاجرت يهوديان به فلسطين ساليانه 7 هزار نفر بود. اين رقم از سال 1924 تا 1931 به 24600 رسيد. متوسط ساليانه مهاجرت يهوديان از سال 1932 تا 1939م. به بالاترين سطح خود رسيد. در اين مدت ساليانه 57100 مهاجر وارد فلسطين می شدند. اما مهاجران يهودی از سال 1940 تا 1948 به فلسطين به طور متوسط ساليانه 34900 نفر بود27. ملاحظه می شود که جنبش جهانی صهيونيسم از پديده مهاجرت به عنوان عامل اساسی رسيدن به اهداف شوم خود برای ايجاد وطنی ملی برای يهوديان در فلسطين استفاده کرد و بافت جمعيتی و جغرافيايی فلسطين را به نفع خود تغيير دادند و بدين وسيله مقدمات تشکيل حکومت و وارد شدن در نبردی طولانی را فراهم کردند.

    مطالعات و پژوهش های به عمل آمده نشان می دهد که مقامات اسرائيلی بر اساس نيازهای اقتصادی و نظامی خود در هر دوره جهت تشکيل دولت يهود، از لحاظ کمی و کيفی بر مهاجرت نظارت و تعداد مشخصی را وارد فلسطين می کردند. پديده مهاجرت نه تنها به بهبود نيروی متخصص و کارا کمک کرد بلکه در شکوفايی صنايع مادر و اساسی رژيم صهيونيستی نقش بسزايی داشت. بخش ساختمان و برج سازی رونق گسترده ای پيدا کرد به علاوه اين که يهوديان مهاجر اموال فراوانی را با خود به فلسطين می آوردند. دوره مهاجرت يهوديان از سال 1882 تا سال 1903 به دوره کاوشگری آنها در فلسطين معروف است28. در اين دوره افراد دارای تخصص های معين وارد فلسطين شدند و پس از آن، مهاجرت جمعی با هدف حضور گسترده يهوديان در فلسطين شروع شد. درباره توزيع جنسی مهاجران بايد گفت که ميانگين مهاجرت مردان 50 تا 3/52 درصد کل مهاجران را تشکيل می داد. اين توازن در تاريخ مهاجرت های جهانی از نقاطی به نقاط ديگر کم نظير است. زيرا در مهاجرت های بين المللی نسبت مردان به مراتب بيش تر از زنان است. مقامات اسرائيلی از سال 1951م.29 اقدامات زيادی برای افزايش درصد مشارکت زنان در فعاليت های اقتصادی اتخاذ کردند. هدف از اين اقدام صهيونيست ها رعايت مساوات ميان زنان و مردان و واداشتن زنان به مشارکت در چرخه اقتصادی و بيکار نبودن آنها به ويژه در مراحل مقدماتی تشکيل دولت يهود بود. طبيعی است که اين مهاجرت گزينشی بر وضعيت جامعه يهوديان و به تبع آن افزايش جمعيت آنها تأثيرات مثبتی داشته باشد. صهيونيست ها با اين اقدام خود فرصت های زيادی برای گسترش ازدواج، افزايش ميانگين زاد و ولد، حرکت به سوی استقلال طلبی و استفاده از منابع حياتی سرزمين فلسطين برای سيطره بر آنها فراهم کردند30.

مطالب بالا در خصوص تأثير کيفی مهاجرت بر جامعه يهودی بود اما اکنون از لحاظ کمی مهاجرت يهوديان را مورد ارزيابی قرار می دهيم. مهاجرت خلأ جمعيتی دولت عبری را پر و ميان جمعيت عرب ها و يهوديان توازن برقرار کرد تا اين که اوضاع سر و سامان پيدا کرد و مقامات اسرائيلی شمار زيادی از فلسطينيان را به خارج تبعيد کردند و در نتيجه بافت جمعيت فلسطين با اين تغييرات اجباری به نفع يهوديان رقم خورد. اين واقعيت يهوديان را بر آن داشته است تا در مذاکرات صلح با تشکيلات خودگردان با بازگشت آوارگان فلسطينی مخالفت کنند. در حقيقت رژيم صهيونيستی برای حفظ برتری جميعتی بر فلسطينيان ساکن کرانه باختری، نوار غزه و سرزمين های اشغالی 48 با اين کار مخالفت می کنند. از طرف ديگر، اين رژيم برای حفظ برتری موجود به يهوديان اجازه مهاجرت معکوس را نمی دهد و قوانينی برای ايجاد موانع بر سر راه يهوديانی که می خواهند از فلسطين اشغالی به کشورهای اروپايی و يا ديگر کشورهای جهان مهاجرت کنند، وضع کرده است. با توجه به تشديد اقدامات رژيم صهيونيستی برای جلوگيری از مهاجرت معکوس، اما شمار مهاجران به "اسرائيل" اکنون سال به سال کاهش می يابد. به عنوان مثال شمار مهاجران يهودی شوروی سابق در سال 1973م. از 33478 به 16800 نفر در سال 1974 رسيد. همچنين تعداد مهاجران يهودی آمريکا از 4393 هزار نفر تا 2782 نفر کاهش داشت.

    اکنون مهم ترين عامل تهديد کننده جامعه صهيونيستی افزايش مهاجرت معکوس يهوديان از فلسطين اشغالی به کشورهای جهان است. ارگان های رسمی شمار يهوديانی که از سال 1970 تا 1975 از فلسطين اشغالی به کشورهای ديگر مهاجرت معکوس کرده اند، 100 هزار نفر تخمين زده اند31.

    مطالعات به عمل آمده نشانگر کاهش بی رويه مهاجرت يهوديان به فلسطين اشغالی است. اين در حالی است که مقامات صهيونيست اعلام کرده اند که سالانه به 100 هزار مهاجر نياز دارند اما شمار مهاجران خيلی کم تر از اين است. در سال های اوج مهاجرت به فلسطين اشغالی يعنی سال های 1972 و 1973 ميانگين ساليانه مهاجران 55 هزار نفر بود. اين رقم پس از جنگ 1973 تا 35 هزار نفر کاهش يافت. سپس موج مهاجرت يهوديان در اواخر دهه هفتاد اندکی افزايش يافت و به 38 هزار مهاجر در سال 1979 رسيد. اما با شروع دهه هشتاد، ميانگين مهاجرت به "اسرائيل" سير نزولی پيدا کرد و پديده مهاجرت معکوس شروع شد. مهاجرت معکوس از 8 درصد تا 60 درصد در سال 1978 شروع شد و به 65 تا 70 درصد در سال 1979 و 75 درصد در سال 1980 رسيد32.

    آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستی برای جلوگيری از به هم خوردن توازن و برتری جمعيتی يهوديان در فلسطين اظهار داشت:"طی 13 سال آينده يک ميليون مهاجر يهودی از نقاط مختلف دنيا را جذب می کنيم. يکی از اولويت های کاری ما در اين زمينه، دعوت از نيم ميليون يهودی ساکن آمريکای جنوبی برای مهاجرت به اسرائيل است." شارون در پاسخ به اين سؤال که اين يک ميليون يهودی در کجا زندگی می کنند، گفت: "قبل از هر چيز درصدد جذب يهوديان ساکن آمريکای لاتين هستيم. اکنون 230 هزار يهودی در آرژانتين در شرايط ناگوار اقتصادی زندگی می کنند. 130 هزار نفر هم در برزيل و 50 هزار نفر در مکزيک و بقيه در ونزوئلا و ديگر کشورهای جهان به سر می برند33."

    با توجه به آنچه گذشت به تغيير اجباری و آشکار بافت جمعيت فلسطين و ميزان تأثير مهاجرت جمعی و معکوس بر آن پی می بريم. از ديگر سو، مقامات اسرائيلی روش های مختلفی را برای رسيدن به آرزوها و مطامع خود جهت تغيير بافت جامعه فسلطين به نفع يهوديان به کار برده اند. آواره کردن فلسطينيان و تخريب روستاهای آنها از جمله اين اقدامات است. صهيونيست ها با در پيش گرفتن اين سياست ظالمانه در صدد ايجاد اکثريت يهودی در جامعه فلسطين هستند.

جمعيت فلسطين در دوره استعمار انگلستان در آن

    بررسی عوامل رشد جمعيت فلسطين نشان می دهد که جمعيت عرب ها در سال 1922 از 668258 نفر به 1210922 نفر در سال 1944 رسيد. اين در حالی است که تعداد يهوديان در اين مدت از 83790 نفر تا 528702 نفر افزايش يافت. عوامل طبيعی رشد جمعيت 83 درصد در افزايش جمعيت عرب ها مؤثر و مهاجرت 17 درصد در اين امر دخيل بود. درست برعکس آن، رشد طبيعی جمعيت و پديده مهاجرت به ترتيب 26 و 74 درصد در افزايش جمعيت يهوديان در فلسطين مؤثر بودند.

    با مراجعه به علل افزايش جمعيت يهوديان متوجه می شويم که انگستان سياست جانبداری کامل از يهوديان عليه عرب ها را اتخاذ کرد و اجرای بيانيه بالفور نيز نمونه آشکار اين جانبداری بود.     انگلستان در طی 30 سال اشغال فلسطين، دروازه های اين کشور را به روی مهاجران يهودی گشود که در نتيجه آن، جمعيت عرب ها به شدت کاهش يافت و از 89 درصد کل جمعيت در سال 1922 به 67 درصد در سال 1948 کاهش يافت. همچنين به دنبال اين سياست انگلستان، جمعيت يهوديان در همين مدت از 11 درصد به 33 درصد افزايش يافت. به عبارتی ديگر، جمعيت عرب ها در آغاز قيمومت انگلستان بر فلسطين 90 درصد جمعيت کل فلسطين بود و به تدريج در پايان قيمومت انگلستان اين رقم به 67 درصد رسيد. در حالی که يهوديان 10 درصد کل جمعيت فلسطين را تشکيل می دادند و در آغاز استعمار انگلستان در فلسطين يک سوم جمعيت اين مرز و بوم را به خود اختصاص دادند.

    يهوديان همچنان خطری فراروی عرب ها بودند و برای به چالش کشيدن آنها به سلاح مهاجرت به عنوان عامل اساسی تغيير جمعيت فلسطين روی آوردند. در نيمه قرن نوزدهم شمار يهوديان فلسطين حدود ده هزار نفر برآورد شده بود و در سال 1914 اين تعداد به 85 هزار نفر رسيد. در جريان جنگ جهانی اول جمعيت يهوديان در فلسطين رو به کاهش نهاد و تا مرز 56 هزار نفر کاهش يافت. جمعيت آنها در دوره استعمار انگلستان در فلسطين دوباره سير صعودی به خود گرفت و از 1/11 درصد در سال 1922 به 7/17 درصد در سال 1931 و 28 درصد در سال 1936 و حدود 5/31 درصد در سال 1943 و حدود 33 درصد در سال 1948 رسيد.

    توزيع جمعيت عرب ها و يهوديان در مناطق مختلف فلسطين نيز بر متوسط رشد جمعيت آنها تأثيرگذار بود. از سال 1922 تا 1931 رشد جمعيت در مناطقی که يهوديان اکثريت و اقليت بودند به ترتيب 54 و 15 درصد و از سال 1931 تا 1944 حدود 49 و 36 درصد بود. اين اختلاف رشد جمعيت در مناطق شرقی که عرب ها در اکثريت بودند و مناطق ساحلی غربی که يهوديان در اکثريت بودند، به وضوح نمايان بود. در مناطق شرقی جمعيت فلسطين طی دو دوره 1922 تا 1931 و 1931 تا 1944 به ترتيب 15 و 30 درصد و در مناطق ساحلی غربی نيز به ترتيب به 45 و 52 درصد افزايش يافت. نواحی داخلی فلسطين شامل، بئر السبع (منطقه بيابانی) الخليل، بيت لحم، قدس، رام الله، طولکرم، نابلس و جنين (منطقه کوهستانی) است و نواحی ساحلی شامل، غزه، يافا، الرمله، حيفا و عکا (منطقه دشت ساحلی) می باشد34.

    صهيونيست ها در دوره استعمار انگلستان موفق نشدند که بافت جمعيت فلسطين را به نفع يهوديان به طور کامل تغيير دهند و در زمينه جغرافيايی نيز با شکست مواجه شدند. تبانی انگلستان و صهيونيست ها در جذب يهوديان برای مهاجرت به فلسطين موفقيت زا بود و نسبت يهوديان را تا مرز دو سوم کل جمعيت فلسطين افزايش داد. اما صهيونيست ها در بعد جغرافيايی تنها 8 درصد اراضی کل فلسطين را در اختيار داشتند. با توجه به تناقض رشد جمعيت و درصد پايين اراضی تحت کنترل يهوديان، صهيونيست ها در سال 1948م. با کمک و پشتيانی انگستان 79 درصد از کل فلسطين را برای تأسيس دولت شوم خود تصاحب کردند.

شيوه های يهوديان در تغيير اجباری بافت جمعيت فلسطين در قبل از سال 1948

    اگر به شعار جنبش جهانی صهيونيسم در تأسيس وطن ملی برای يهوديان در سرزمين فلسطين بنگريم، روشن می شود که هدف يهوديان در آغاز اين بود که فلسطين را سرزمينی متروکه و خالی از جمعيت معرفی کنند و دائما شعار "سرزمين متروکه برای ملتی بدون سرزمين" را سر می دادند. يهوديان با در پيش گرفتن يک سياست و آن آواره کردن ملت فلسطين، در پی تحقق اهداف خود در سرکوب و قتل عام اين ملت و اخراج آنها از سرزمين مادريشان بودند تا خود جای آنها را بگيرند. روند اخراج فلسطينيان از فلسطين و اسکان يهوديان به جای آنها در واقع عمليات جايگزين کردن جمعيتی به جای جمعيتی ديگر است. صهيونيست ها روش های متعددی را برای فشار بر فلسطينيان جهت ترک روستاها و شهرهايشان به کار گرفتند و به قتل عام گسترده آنها دست زدند که مشهورترين آنها قتل عام ديرياسين بود. اهدافی که صهيونيست ها از اين طريق دنبال می کردند در حقيقت تغيير بافت جمعيت فلسطين به نفع يهوديان و تصاحب اين مرکز ثقل تمدن بود. آنها برای رسيدن به اين هدف خود، به 5 مورد قتل عام در مرکز فلسطين، 5 مورد ديگر در جنوب آن و 24 مورد هم در الخليل دست زدند و شمار زيادی از فلسطينيان بی گناه را به خاک و خون کشيدند.

    قبل از اعلان دولت يهود در سال 1948 و بعد از آن، باندهای صهيونيست در کنار تبعيد دسته جمعی فلسطينيان و برای رسيدن به اهداف شوم خود و ايجاد يک واقعيت جغرافيايی و جمعيتی جديد در فلسطين به چندين مورد کشتار عليه آنها دست زدند. در ذيل به گوشه ای از اقدامات غيرانسانی و وحشيانه صهيونيست ها اشاره می شود:

1ـ اشغالگران بيش تر اهالی المجدل، الخصاص، عسقلان و الجاعونه را اخراج کردند.

2ـ اشغالگران صهيونيست اهالی 13 روستا از روستاهای المثلث را در سال 1951 آواره کردند.

3ـ رژيم صهيونيستی پس از تشکيل در سال 1948، 478 روستا از 585 روستای عرب نشين را با خاک يکسان کرد.

4ـ اين رژيم 135 روستا از اصل 210 روستای منطقه الجليل را ويران و اهالی آنها را تعبيد کردند.

5ـ اشغالگران صهيونيست پس از تأسيس دولت عبری 35 هزار فلسطينی ساکن بيابان نقب را به اردن و صحرای سينا تبعيد کردند35.

تبعات اقدامات صهيونيست ها در تغيير ساختار جمعيت و جغرافيای فلسطين

    در نتيجه اقدامات و سياست های رژيم صهيونيستی نسبت جمعيت عرب ها از 52 درصد پس از تشکيل دولت عبری به 9/17 درصد در سال 1949 و 9/12 درصد در سال 1950 رسيد36. جنگ 1967 با جنگ سال 1948 کاملاً متفاوت بود. در سال 1948 صهيونيست ها برای به دست گرفتن قدرت و تأسيس دولت عبری جنگيدند و در سال 1967 برای تصاحب باقيمانده اراضی فلسطينی که هنور در اختيار خود فلسطينيان بود، به لشکرکشی به مناطق فلسطينی پرداختند. در نتيجه اين جنگ حدود 400 هزار فلسطينی از کرانه باختری و حدود 50 هزار نفر ديگر از نوار غزه آواره شدند37.

    روند تبعيد و آواره کردن فلسطينيان پس از اين تاريخ هم تا 1979 ادامه يافت و تعداد فلسطينيان آواره و تبعيدی از کرانه باختری و نوار غزه حدود 354 هزار نفر يعنی ميانگين ساليانه 500/29 فلسطينی رسيد38.

    از آنچه گذشت روشن می شود که عمليات تبعيد فلسطينيان مهاجرتی آزادانه و به ميل خود فلسطينيان نبود بلکه صهيونيست ها برای رسيدن به اکثريت در فلسطين و برتری جمعيتی و رشد غيرطبيعی جمعيت آنها به اين کار دست زدند.

آينده ساختار جمعيت فلسطين

    علی رغم اقدامات صهيونيست ها و آثار جغرافيايی و جمعيتی مترتب بر آن در فلسطين اما ديگر جمعيت يهوديان ساکن در مناطق مختلف سرزمين تاريخی فلسطين در سال 2006 بيش تر از جمعيت فلسطينيان نخواهد بود و جمعيت آنها با يهوديان به حد مساوی می رسد. پيش بينی می شود که در سال های بعدی فلسطينيان برتری جمعيتی فلسطين را به دست گيرند.

جدول شمار هفت نمايانگر اين واقعيت تا سال 2006 ميلادی است39

سال

فلسطينيان

يهوديان

 

کرانه باختری و نوار غزه

"اسرائيل"

مجموع

کرانه باختری و نوار غزه

"اسرائيل"

مجموع

1990

1682800

792400

2475200

81900

3946700

3946700

1995

2389800

931800

3321600

138500

4522300

4522300

1997

2783084

994000

377084

160100

4701600

4701600

1998

2897452

1028500

3925952

169400

4785100

4785100

1999

3019704

1063000

4082704

0

4868600

4868600

2000

3150056

1097500

4247556

0

4952100

4952100

2001

3298951

1132000

4430951

0

5035600

5035600

2002

3464550

1166500

4631050

0

511910

511910

2003

3634495

1201000

4835495

0

5202600

5202600

2004

3810654

1235500

5046154

0

5286100

5286100

2005

3986813

1270000

5256813

0

5369600

5369600

2006

4162972

1304500

5467472

0

5453100

5453100

مرکز آمار فلسطين جمعيت فلسطين از سال 1997 تا 2025، رام الله ص 41.

 

ملاحظات

1ـ شمار شهرک نشينان به تعداد کل يهوديان افزوده نمی شود، زيرا اساساً به خودی خود آنها در شمار کل جمعيت رژيم صهيونيستی منظور شده اند.

2ـ پژوهشگر برآورد کرده است که از سال 1999 تا 2006 جمعيت فلسطينيان در کرانه باختری و نوار غزه ساليانه 159/176 نفر و فلسطينيان داخل "اسرائيل" 34500 نفر و جمعيت يهوديان ساليانه 83500 نفر افزايش می يابد.

3ـ در روند افزايش يهوديان، آنهايی که ممکن است به فلسطين اشغالی مهاجرت کنند، مورد نظر قرار نگرفته است.

4ـ جمعيت شهرک نشينيان صهيونيست در کرانه باختری و نوار غزه به علت ارتباط آن با اوضاع و شرايط سياسی مد نظر قرار نگرفته است.

    جدول بالا نشان می دهد که بافت جمعيتی فلسطين تا سال 2006 بدون در نظر گرفتن مناطق جغرافيايی آنها در کرانه باختری، نوار غزه و داخل فلسطين اشغالی به نفع فلسطينيان رقم می خورد. جمعيت فلسطينيان در سرزمين تاريخی فلسطين تا سال ياد شده به حدود 5467472 نفر می رسد. اين در حالی است که بر طبق برآوردها، جمعيت يهوديان تا 5453100 نفر افزايش می يابد. اين برتری جمعيتی فلسطينيان به عوامل طبيعی رشد جمعيت برمی گردد، در حالی که رشد جمعيت يهوديان به شمار مهاجران به فلسطين متکی بود. از مطالب بالا نتيجه می گيريم که صهيونيست ها با تبعيد گسترده فلسطينيان و ارتکاب جنايات مختلف عليه آنها، هزاران يهودی را از گوشه و کنار جهان وارد فلسطين کردند. اما علی رغم جنايات باندهای صهيونيست، فلسطينيان در سرزمين تاريخی خود بر خلاف سياست جنبش جهانی صهيونيست صاحب اکثريت می شوند.

نتايج

1ـ اهميت مطالعات در زمينه جغرافيا و جمعيت، آگاهی نسبت به جمعيت فلسطين و توزيع جغرافيايی آنها و عوامل رشد جمعيت دو طرف منازعه صهيونيستی ـ فلسطينی.

2ـ تأثير سياست اسکان يهوديان در فلسطين بر جمعيت فلسطينيان و تبعيد بيش از 3/5 فلسطينی به خارج و داخل فلسطين که معادل 69 درصد جمعيت کل فلسطين می باشند.

3ـ فلسطين به علت افزايش متوسط زاد و ولد جامعه ای جوان محسوب می شود.

4ـ ملت فلسطين تا سال 2006 علی رغم مهاجرت يهوديان صاحب اکثريت در فلسطين می شوند.

5 ـ رشد جمعيت يهوديان در فلسطين به پديده مهاجرت متکی است و در مقابل افزايش جمعيت فلسطينيان به عوامل طبيعی رشد جمعيت (زاد و ولد) بستگی دارد.

6ـ سياست سرکوبگرانه رژيم صهيونيستی برای اخراج فلسطينيان و اسکان يهوديان.

توصيه ها

1ـ فعاليت کليه انديشمندان، پژوهشگران به ويژه جغرافی دانان، کاشناسان مسائل جمعيت و جامعه شناسان در زمينه منازعه جمعيتی در فلسطين و آشکار ساختن جنايات و اقدامات فاجعه آميز رژيم صهيونيستی برای تغيير ساختار جغرافيايی و جمعيـتی فلسطين که تا به امروز ادامه دارد.

2ـ ضرورت توجه به وضعيت جغرافيايی و جمعيتی کليه مجتمع های مسکونی فلسطين و ارائه آمار حقيقی در مورد زمينه های پيشرفت و رشد جمعيت فلسطين.

3ـ دعوت از کليه مراکز پژوهش برای پرداختن به بعد جغرافيايی و جمعيتی منازعه فلسطينی ـ صهيونيستی و تأکيد بر اهميت وحدت ملت فلسطين در مقابله با اشغالگران و جنايات صهيونيسم که در تصاحب اراضی فلسطينی و قلع و قمع انسان فلسطينی و جذب يهوديان جهان به فلسطين نمود دارد.

منابع

1ـ حسن عبدالقادر، جغرافيای فلسطين، بدون ناشر، 1996 ص126.

2ـ موسی سمحة و ديگران، منازعه جمعيتی در فلسطين اشغالی، کميسيون مشترک اردن و فلسطين، 1986، ص 8.

3ـ همان منبع، ص 9.

4ـ تشکيلات خودگردان، مرکز آمار فلسطين، جمعيت فلسطين در پايان سال 1997.

5ـ نعمانی احمد، ترکيب اجتماعی جامعه اسرائيلی 1948 ـ 1975، کتابخانه نهضة الشرق، قاهره، ص 11.

6ـ وليم فهمی، مهاجرت يهوديان به فلسطين، هيأت عالی نويسندگان مصری، قاهره، 1984، ص 10.

7ـ تشکيلات خودگردان فلسطين، تسرب الاراضی فلسطينی، مرکز برنامه ريزیف 1999، غزه، ص 6.

([ viii ] ) The Standard Jewish Encyclopedia, London, Encyclopedia Publishing House, 1959-1968 , p, 1348.

9ـ گروهی از پژوهشگران، الفلسطينيون فی الوطن العربی، پژوهشگاه مطالعات عربیف قاهرهف 1978، ص 50.

10ـ همان منبع، 1978، ص 50.

11ـ نبيل السهلی، التحولات الديموغرافيه للشعب الفلسطينی، صامد الاقتصادی، امان شماره 120، ص 103.

12ـ اسحاق موسی الحسينی، عروبة بيت المقدس، بيروت، 1969، ص 18.

13ـ  ( [ xiii ] ) Luke, H. and Heith,  The hand book of Palestine and Trans Jordan Macmillan London , 1930 ,P . 31

14ـ  ([ xiv ]) Government of Palestine, census of 1922 , Jerusalem, 1923.

15ـ  ([ xv ]) Government of Palestine, census of 1931 , Jerusalem 1932.

16ـ حسن عبدالقادر صالح، جغرافية فلسطين، همان منبع، ص 128.

17ـ مصطفی مراد الدباغ، همان منبع، ص 23 و 24.

18ـ موسی سمحة، التغييرات السکانية فی فلسطين دراسة فی النمو السکانی و الصراع الديموغرافی، دانشگاه اردن، بخش مطالعات جمعيتی، ص 384.

19ـ حسن عبدالقادر صالح، سکان فلسطين ديموغرافيا و جغرفيا، دار الشروق، 1985، ص 21.

20ـ صالح.ع و مصطفی، فلسطين: التدمير الجماعی للقری الفلسطينة و الاستعمار الاستيطانی خلال مائة عام، 1882 ـ 1982، لندن، مرکز مطالعات ...... قدس، ص 14.

21ـ دائرة المعارف فلسطين، جلد دوم، مطالعات ويژه، بيروت، 1990، ص 288.

22ـ همان منبع، ص 20.

23ـ همان منبعف ص 20.

24ـ محمد السيد غلاب، تطور سکان فلسطين من سنة 1918 الی 1965، مرکز مطالعات و پژوهش های عربی، قاهره، ص 329.

25ـ مرکز مطالعات و پژوهش های عربی، الاستعمار الاستيطانی الصهيوني فی فلسطين، جلد اول، قاهره، ص 190.

26ـ ([ xix ]) S.Hadawi, Land Ownership in Palestine .New York ( 1957 ) .pp 9-10

27ـ ملف وثائق فلسطين، قاهره، کميته عالی اطلاع رسانی، ص 67.

28ـ منصور الراوی، المالثوسية الجديدة و السياسة السکانية لإسرائيل تجاه الشعب العربی الفلسطيني فی الخصائص الديموغرافية للشعب الفلسطيني، انتشارات النضال بيروت، 1985، ص 47.

29ـ ([ xxx ]) W. Peruses, The Economic effects of Jewish immigration in Palestine, annals of Amer. Acad. Of polite and Soc. science. Vol. ( 164 ) 1932 .  Pp. 109 . 113.

30ـ اطلاعيه های فلسطين اشغالی، استراتيجية الاقتصاد الديموغرافي ـ العسکري لمجتمع العرب الاسرائيلي، بيروت 1982، ص 28.

31ـ مجلة، صامد الاقتصادي، اسرائيل هل هی دولة قابلة للحياة؟ شماره 22، سپتامبر 1981، ص 80 و 81.

32ـ روزنامه الحياة الجديدة، فلسطين، شماره 2043، تاريخ 28/4/2001م.

33ـ دائرة المعارف فلسطين، جلد دوم، مطالعات ويژه، بيروت، 1990، ص 288.

34ـ يوسف ابراهيم، سکان الدولة الفلسطينية ـ المشکلات و السياسات، رساله دکترای غبر منشروة، 2000، قاهره، مرکز مطالعات و پژوهش های عربی، ص 38.

35ـ محمود قدری، الاستعمار الاستيطانی، مجله صامد الاقتصادی، شماره 39، آوريل 1982، ص 75 و 107.

36ـ جانيت ابو لغد، التحول الديموغرافي، سازمان جامعه شناسانف سازمان آزادی بخش فلسطين، مرکز الإيمان، بيروت 1972.

37ـ عمر سعاده، تهجير الفلسطينين و انعکاساته علی قوة العمل فی المناطق المحتلة، مجله صامد الاقتصادی، سال چهارم شماره 24، 1982، ص 104 و 105.

38ـ مرکز آمار فلسطين، السکان فی الاراضي الفلسطينية 1997 ـ 2025، رام الله، ص 41.

(41) Statistical Abstract of Israel ,Jerusalem, 1999 , No, 50 ,  Table 2.1

Foundation for Middle East Peace , Israeli Settlement , volume 10 ,No