بسم رب الشّهدا

چون مغنیه شد شهید در حزب الله

پیوست به مولاش ابا عبدالله

گوییم برای تسلیت ما به حسن

 لا حول و لا قوّﺓ الا بالله

 

فلسطين=کربلا

از فلسطین رسد این زمان این ندا

صحنه ی کربلا گشته اینجا به پا

شمر اولمرت دون، بوش باشد یزید

هر زمان میزند بانگ هل من مزید

می کشد مرد و زن ،کودک و پیرمرد

کارها میکند، شمر ملعون نکرد

گرچه اصغر شهید گشت در کربلا

مادرش در امان، ماند در خیمه ها

گرچه زین العباد بود در کربلا

چون  که بیمار بود، رست از آن بلا

این زمان میکشد جمله را خصم دون

ای خدایا نما ،قدرتش سرنگون

ای خدایا رسان مهدی فاطمه

آن که دشمن از او، هست در واهمه

تا که احیا کند دین جدش حسین

ای خدای حسین ،حقّ خون حسین

 

یا که آزادگی یا شهادت

((اندر آنجا که ظالم امیر است

اندر آنجا که حق سر به زیر است

راستی زندگی ناگوار است

مرگ بالاترین افتخار است

اندر آنجاکه ظالم به مستی

بر سر خلق می تازد آزاد

وندر آنجا که از فرط بیداد

نیست مظلوم را تاب فریاد

خاست باید دلیرانه بر پا

کرد باید قیامی شررزا

یا شدن غرق خون با شهامت

یا رسیدن به فتحی هویدا

آری آزادمردان بکوشند

بر ستمگر چو طوفان خروشند

این اساس مرام حسین است

روح و رمز قیام حسین است

یا که آزادگی یا شهادت

حاصلی از قیام حسین است

شیعه او همینسان غیور است

تا ابد از زبونی به دور است

چون یزید از هوس کامور شد

پایه دولتش مستقر شد

کار اسلام از او شد پریشان

آدمیّت دچار خطر شد

سیل طغیان او دین ز جا برد

تا لب پرتگاه فنا برد

دید فرزند زهرا که اینجا

نیست جای سکوت و تماشا

نهضتی کرد خونین و پر شور

آتشین محشری کرد برپا

کربلا را ز نهضت تکان داد

باز از نو به اسلام جان داد

زان شهید سر از دست داده

زان فداکار در خون فتاده

جاودان آید این بانگ پر شور

لا اری الموت الاالسّعاده))

 

اي قدس اي شهر خدا آزاد ميخواهم تو را

اي قدس اي شهر خدا آزاد ميخواهم تو را

معراج گاه مصطفي آزاد ميخواهم تو را

 

اي قبله گاه اولين بهر رسول آخرين

از سلطه صهيونيان آزاد ميخواهم تو را

 

موسي خجل زين قوم دون عيسي دلش لبريز خون

يعقوب هر دم از خدا آزاد ميخواهد تو را

 

باشد سليمان دل غمين ،در دست خود دارد نگين

هر دم ز رب العالمين آزاد ميخواهد تو را

 

تو شهر يک امت نه اي،مخصوص صهيون نيستي

اهل کتاب و اهل دين آزاد ميخواهد تو را

 

پرچم حزب الله

سالی گذشت و پرچم حزب الله

دراهتزاز مانده به اذن الله

منفور عالمی شده اسراییل

محبوب عالمی شده نصر الله

افسانه صلابت اسراییل

باطل شد از صلابت حزب الله

شیران بگاه عرصه پیکارند

شب زاهدان جنبش حزب الله

درانتظارمصلح کل هستند(عج)

شاگردهای مکتب روح الله(ره)

روزی ز راه می رسد آن منجی

همراه اوست عیسی روح الله(ع)

برپاکند عدالت و آزادی

دنیا شود بهشت به اذن الله

سازد رها زفتنه صهیونی

قدس شریف و قوم کلیم الله(ع)

خدا یکیست ،محمّد یکیست،قبله یکیست

 

برادران مسلمان دمی درنگ کنید

دمی در نگ نمایید و ترک جنگ کنید

خدا یکیست ،محمّد یکیست،قبله یکیست

دمی درنگ نمایید و ترک رنگ کنید

اسیر فتنه صهیون بلاد اسلام است

ازاین بلاد شما ،پاک رنگ ننگ کنید

به دست خویش برادرکشی روا،هرگز

چرا که شاد دل فرقه فرنگ کنید

ز هر طرف که شود کشته، سود امریکاست

ز ترک تفرقه ها فتنه اش به سنگ کنید

به ریسمان خدا دست خویشتن گیرید

علیه دشمن واحد قیام و جنگ کنید

زمان فتح، قریب است، همچو حزب الله

                           اگر تمام قوا را به کار جنگ کنید

زمان ظفر

                        

 

المنّه لله که زمان ظفر آمد                                با همّت مردان خدا جنگ سر آمد

آن لشکر مغرور ستمکاره صهیون                    مقهور سپاهی همه اهل خطر آمد

گفتم به²حسن² کین همه اعجاز کجا بود             فرمود ز تمرین و دعای سحر آمد

گفتم که فلسطین چه شود ،گفت قریب است ،        کز همّت یاران شب تارش سحر آمد

شعر زیر را که مربوط به زمانی است که بوش برای اولین بار

احتمال حمله به ایران را مطرح کرد تقدیم میشود.
اي بوش بيا به حرف من ده گوش
ازياوه ببند لب نشين خاموش
ما باني صحبت تمدنها
نام تروريست كي سزد مارا
ما از تروريست سخت بيزاريم
ما داغ دوصد ترور به جان داريم
هفتادودوتن زحزب جمهوري
با با هنر و رئيس جمهوري
بگرفت ترور ز ما به نا مردي
آن روز براي ماچه مي كردي
دادي  تو پناه جمله آنها را
تا ضربه زنند بار ديگرمارا
ما حامي ملت فلسطينيم
ما دشمنِ دشمنِ فلسطينيم
توسخت اسير دست شاروني
تومجري طرح هاي صهيوني
برگو تروريست تر ز شارون كيست
ازاوتروريست تر به گردون نيست
اوقاتل ملت فلسطين است
ما ضد وئيم جرم ما اين است
گفتي سرحمله به ما داري
بسم ا... اگركه مدعا داري
اين ملك خداي خويش را دارد
كزهر دد و دشمنش امان دارد
اين خانه هزار پاسبان دارد
قدري علني بسي نهان دارد
ديدي به طبس توجلوه اي زآنرا
ديدي به طبس تو خشم يزدان را
طوفان سپر بلاي ايران شد
وآن توطئه دفن دربيابان شد
اين خاك كنام شيرمردان است
كفتار زبون فراري از آن است
هركودك ما حسين فهميده است
درس شرف از حسين ، فهميده است
درتفرقه ما چو پنج انگشتيم
اما به دهان دشمنان چون مشتيم