مقاومت اسلامی لبنان در سایت ساجد
معرفی اسرای لبنانی نزد اسراییل
هشت اسير لبنانی در اسراییل زندانی هستند که سرنوشت دو تن از آنها مشخص نیست. در عین حال هشت نفر نیز در جریان جنگ تابستان 2006 مفقود شدهاند.
اسرا و مفقودین لبنانی که پیشبینی میشود نزد اسراییل باشند به شرح زیر هستند:
جنبلاط جاسوس فرانسه و آمریكاست
رئیس اسبق سازمان اطلاعات فرانسه فاش كرد، "ولید جنبلاط" رئیس حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان، یك جاسوس تمامعیار برای سازمان جاسوسی آمریكا (سیآیای) و سازمان اطلاعات فرانسه است
سيد حسن در سال ۱۹۶۰ در منطقه اشرفيه بيروت به دنيا آمد.در دوران نوجوانى به همراه شهيد سيدعباس موسوى عازم نجف گرديد تا در مدرسه علوم اسلامى شيعيان به تحصيل علوم دينى بپردازد.در سال ،۱۹۷۸ رژيم بعثى اين دو را از عراق اخراج كرد.نصرالله براى ادامه تحصيل به قم آمد و پس از كسب درجه اجتهاد به بيروت بازگشت.
ناگفته های زندگی سید حسن نصرالله از زبان خودش
فرهنگ عاشورا از زبان سید حسن نصرالله
فرهنگ عاشورا و کربلا، فرهنگ زندگی و شهادت است. زندگی عزیز و شهادت با کرامت. در یکی از سخنرانیهای گذشته به موضوع حکم و حکومت پرداختم و وعده دادم تا در مورد شهادت نیز صحبت کنم.
شهداي لبنان
اظهارات خلبان اسرائیلی د ر مورد جزئیات ترور شهید "سیدعباس موسوی" (دبیر کل سابق حزب الله)
یکی از چهار خلبانی که عملیات ترور "سیدعباس موسوی" را به انجام رساندند، به تازگی در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی "معاریو"، جزئیات جدیدی را از این عملیات افشا نمود.
دومین قربانی بعد از مغنیه کیست؟
شیوه و زمانی که عاملان ترور عماد مغنیه برای انجام این طرح تروریستی انتخاب کرده بودند، شایان توجه و عنایت می باشد. به دیگر سخن، با وجود آنکه اجرای طرح ترور شخصی با اهمیت و اعتبار عماد مغنیه مطمئنا نیازمند تعقیب های طولانی و نفوذ به داخل حلقه امنیتی موجود در اطراف وی می باشد ؛ ولی باید این نکته را مد نظر داشت که این ترور بعد از گذشت دو هفته از صدور گزارش کمیته وینوگراد انجام شده است، گزارشی که بسیاری از افراد در فهم دقیق آن ناکام مانده اند.
بررسی های به عمل آمده در مورد ترور عماد مغنیه حقایق دردناکی را آشکار می کند
به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین به نقل از پایگاه اینترنتی محیط ، روزنامه "الیوم" در شماره روز یک شنبه آورده است که مسئولان امنیتی سوریه در مورد جنایت ترور فرمانده نظامی حزب الله لبنان شهید حاج عماد مغنیه تحقیقات مهمی را به عمل آورده است که در مرحله پایانی قرار دارد و به زودی منتشر می شود . انتظار می رود که این گزارش درباره عاملان این ترور و تابعیت آن ها اخبار تکان دهنده ای را ارائه دهد که از خبر ترور این شهید نیز تکان دهنده تر باشد. عماد مغنیه شب سه شنبه در پایتخت سوریه بر اثر انفجار خود روی بمب گذاری شده به شهادت رسید.
از اون شیر مردهایی که تا قبل از شهادتش هیچ نام و نشونی ازشون نبود و حتی براش مهم هم نبود كه اسمي ازش بمونه. به همین خاطر اطلاعات زیادی ازش بدست نیامد فقط می دونیم که اهل بنت جبیل و متولد سال 1969(1348). اسمش خالد بزی و عنوان جهادیش هم (قاسم). گفتنی است طائفه بزی از طوائف سر شناس بنت جبیل است که شهد ای زیادی را تقدیم مقاومت اسلامی کرده و در مبارزه و مسیر جهادی حزب ا... در جنوب لبنان نقش برجسته ای داشته و دارد.
"از ميان مؤمنان مرداني هستند كه به آنچه با خدا عهد بستند، صادقانه وفا كردند. برخي از آنها به شهادت رسيدند و برخي از آنها در (همين) انتظارند و(هرگز عقيده خود را) تبديل نكردند."
همانا شهادت ميدهم خدايي بجز خداوندگار يكتا و گرد آورنده جميع صفات حقه، نميباشد. شهادتي حق كه بعد از پرسشي طولاني و عذاب آور بهآن رسيدم و بعد از اين بود كه در خانه يقين منزل گرفتم و براي نفس آمّارهام از روي دليل ثابت كردم كه ائمه معصومين (ع) به تنهايي از ميان انسانها براي هدايت آنها بر گزيده شدهاند
ما اسوه و مقتدايي داريم كه همانا سيدالشهدا اباعبدالله الحسين(ع) ميباشد. همو كه از همه چيز براي فداكاري در راه دين گذشت و در اين راه به شهادت رسيد. ما نيز با شهادتمان، زمين را حافظيم و عزت و شرافت را نگهبان؛ و در دنيا و آخرت با عزت زندگي ميكنيم. راه ما به پيروزي و يا شهادت منتهي خواهد شد كه هر دو، رمز پيروزي است.
سلام بر بنيانگذار انقلاب اسلامي در قرن بيستم، امام خميني (قدسسره) و بر جانشين او حضرت آيتالله سيدعلي خامنهاي (حفظهالله و ادام بقاء).
حمد و ستايش خداوند كه ما را بر دينش هدايت كرد و از شيعيان اميرالمؤمنين علي بنابيطالب(ع)، و از دوستداران بانوي كوثر، فاطمه زهرا ـ كه برترين درودها و سلامها بر او باد ـ و از پيروان و دوستداران قلبي رسولخدا(ص) و امام حسن و امام حسين(ع)، جوانان اهل بهشت قرار داد. ازخداوند مسئلت دارم كه آنان را شفيع ما و همه مسلمانان در روز قيامت قراردهد.
سلام بر تو اي پدر بزرگوارم. چه بسيار قبل از رفتن، اشتياق ديدارت را داشتم تا از تو كسب زهد و ايمان كنم و هم اكنون، چند كلمه به پيشگاه توتقديم ميكنم و از تو ميخواهم كه مرا ببخشي.
از خداوند ميخواهم تا از كساني باشم كه در راه او با شهادت ميميرند؛ اين بزرگترين چيزي است كه در اين دنيا آرزو ميكنم.
از خداوند ميخواهم كه شما را از منتظران قرار داده و از كساني باشيد كه به هيچ وجه عهد خود را تغيير ندادند. صبر كنيد تا خداوند اذن فرج دهد.
ايمان دارم و خود را ملزم به جنگ با يهوديان و دفاع از وطن و ملتم ـ تازماني كه زندهام ـ ميدانم؛ و بعد از آن نيز اگر در اين راه به شهادت رسيدم، شهيد مُردهام؛ و اين چيزي است كه با تمام وجود و از صميم قلب آرزو ميكنم. در اين وصيت نامه ـ كه همه از سر تواضع در برابر شما نوشته شده ـ از شما برادران و همچنين از خانواده و همگي دوستان خود ميخواهم كه با عزت وشرف زندگي كنيد. چرا كه ما، در عالمي زندگي ميكنيم كه شياطين دنيا آن را پر كردهاند.
سلام، رحمت و بركات خداوند بر شما. از شما اجازه ميخواهم، چرا كه به سوي مولايم امام حسين(ع) در حركتم؛ و از شما اي برادران، ميخواهم كه مرا ببخشيد و نگاهبان اين خط و اين راه باشيد و همه سختيها را در آن راه تحمل كنيد. درحالي كه شهدا را بياد ميآوريد، نسبت به آنها وفادار مانده وراه آنها را ادامه دهيد.
"هرگز يهود و نصاري از تو راضي و خشنود نخواهند شد، مگر آنكه پيروي از آيين آنها كني. بگو (اي پيغمبر) راهي كه خدا بنمايد، به يقين راه حق تنهاهمان است و البته اگر از ميل و خواهش آنها پيروي كني، بعد از آن كه طريق حق را به يقين دريافتي، ديگر اصلاً خداوند يار و ياور تو نخواهد بود."
اولين وصيت من به شما اين است كه از نفس خويش حساب بكشيد. به محاسبه ديگران نپردازيد و از خود غافل نشويد. نسبت به بعضي اعمال كه بر بعضي از شما رواداشتهام ـ و احتمال دارد تندي نيز كرده باشم ـ از شما حلاليت ميطلبم. يادتان باشد مومنين برادر يكديگر هستند، همچون كالبدي كه هر كدام بر ديگري قوام و استواري ميبخشد.
شهيد عمليات شهادت طلبانه صلاح محمد غندور
من صلاح محمد غندور ـ معروف به ملاك ـ از خداوند ميخواهم كه مرا به ديدار سيدالشهدا، اباعبدالله الحسين (ع) موفق نمايد؛ آن امام بزرگواري كه همه آزادگان را آموخت كه چگونه انتقام خود را از ستمكاران بگيرند.
سلام بر اميرالمؤمنين علي و سلام بر حسين، سلام بر تو اي شهيد كربلا. سلام بر برادرت اباالفضل العباس. و سلام بر نه نفر ائمه معصومين از ذريّهات، وسلام بر امام خميني (قدس ره).
از شما ميخواهم كه همه اعمال و رفتاري را كه از جانب من در حق شما سر زده، حلال كنيد. سعي كنيد يد واحده باشيد. از اسلام و مقدسات آن دفاع كنيد. از خداوند قادر متعال ميخواهم كه گامهاي شما را استوار گرداند و به اذن خودش ـ كه بهترين شنوا و اجابت كننده است ـ به زودي همه ما را گرد هم جمع آورد.
وصيت خود را با اين جمله آغاز ميكنم: "افتخار ميكنم كه بندهاي ازبندگان خداوند هستم كه تحت امر ولايت فقيه او عمل ميكنند. انشاءالله. ولايتي كه ما را به جنت متصل ميگرداند."
سلام بر نايب برحقش، سيدعلي خامنهاي (حفظه الله)، كسي كه امام خميني (ره) در مورد او ميفرمايد: "من تو را چون برادري براي خودم ميدانم، تو در اين انقلاب راهبري مخلص ميباشي."
احساس ميكنم كه به زودي اباعبدالله الحسين(ع) را در آغوش خواهم كشيد، درحالي كه به قافله شهدايي كه راه را برايمان روشن كردهاند، ملحق ميشوم. من شما را در اين دنيايي فاني وداع ميكنم. دنيايي كه اولش ذلت وآخرش شقاوت است. در حلالش حساب است و در حرامش عذاب و عقاب. پس، دنيا براي غيرِ ما خلق شده است.
زندگي در اين دنيا از دو حالت خارج نيست، يا شكر خداوند است و عمل براي رسيدن به خشنودي او، يا كفر و فساد، كه خسران در دنيا و آخرت را به دنبال دارد؛ به همين خاطر من، راه دوستي خداوند، فرمانبرداري از او، جهاد در راهش، و تكيه نكردن به ستمگران، يعني همان راهي كه مرا طبق آن تربيت كرديد، انتخاب كردم.
قبل از هر چيز، از تو ميخواهم كه مرا حلال كني، چون هنگامي كه عازم بودم، از تو خداحافظي نكردم. از تو خواهش ميكنم كه حلالم كني و از منراضي باشي.
جهاد را فراموش نكنيد زيرا از برترين اعمالي است كه انسان مؤمن درپيشگاه پروردگارش انجام ميدهد و به او تقديم ميكند. بر همين اساس است كه مجاهدين مقاومت اسلامي لبنان، زمين جبل عامل را با خون خود مطهر ميگردانند؛ چون ارزشمندترين هدف نزد جهاد كنندگان اين است كه در راه خدا به شهادت برسند. براي اينکه ميدانند شهادت راه امت اسلامي را به طرف رهايي و نجات ميگشايد؛ و حضرت اباعبدالله الحسين(ع) به ما آموخت كه چگونه با ظالمين بجنگيم و با شهادت خود، بر آنها پيروزي يابيم.
اگر انسان كمي در اين عبارت الهي "انالله و انااليه راجعون" تأمل و تفكركند، ديگر ترسي از مرگ نخواهد داشت. وجود انسان، تنها امانتي است كه خداوند عطا كرده است تا او را آزمايش كند كه چگونه از آنان استفاده ميكند و در چه راهي و به خاطر چه هدفي، از آن بهره ميبرد؛ در راه اهداف دنيوي يا اخروي؟
با عجله چند جمله مختصر مينويسم؛ هر چند دوست داشتم بيشتر بنويسم تا كلامم به مثابه كلامي حق در ميان هموطنانم رايج و شايع گردد، تا زبان كساني را كه ادعاي فيلسوف بودن ميكنند، ببندد و عاملين بي صدا را كه در كمال بيادعايي به كار خود مشغول هستند، سربلند و عزير گرداند. ولي متأسفانه درحالي مشغول نوشتن ميباشم كه بعضي كارهاي قبل از رفتن، برزمين مانده است.
بار خدايا! مرا از كساني قرار ده كه در راه جهاد داخل ميشوند تا بدينوسيله از خواصت باشم؛ آنهايي كه براي خود برگزيدهاي و به خود نزديك گردانيدهاي.
در هم آميختن خط ظلم با خط انقلاب ممكن نيست، و كسي كه در طريق ظلم قرار دارد، به واقع در مقابل و رودرروي امام حسين(ع) قرار دارد، حتي اگر شعار و پرچم امام حسين(ع) در دستش باشد، و كسي كه همراهي با انقلاب اسلامي را رد ميكند، خائن است و در برابر امام حسين(ع) ايستادهاست؛ حتي اگر در ظاهر محبت اباعبدالله را در خويش داشته باشد. براياينکه امام حسين و جهاد در عمل و والايياش، تابلويي زيبا و رنگ روغني نيست.
اي قهرمانان، شما را سفارش ميكنم به حفظ خط اسلام، خطي كه به امانت بر دوشتان گذاشته شده است. در هوا و هوسهاي دنيا غوطه ور نشويد. خون شهيدان را همواره به ياد آوريد. خونهايي كه در راه عزّت و سربلندي اين ملت ريخته شد.
"خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاي بهشت خريداري كرد. آنها در راه خدا جهاد ميكنند كه دشمنان دين را به قتل رسانند و يا خود كشته شوند. اين وعده قطعي است بر خدا و عهدي است كه در تورات و انجيل و قرآن ياد فرموده، و از خدا با وفاتر كيست؟ اي اهل ايمان شما به خود در اين معامله بشارت دهيد كه اين معاهده با خدا به حقيقت سعادت و پيروزي بزرگي است. "
هيچ فرد مومني، تا وقتي كه اسرائيل قسمت بزرگي از سرزمينش را دراشغال دارد، احساس راحتي نخواهد كرد. چگونه احساس راحتي بكند، درحالي كه مسلماناني در خطوط مرزي قرار دارند كه طعم راحتي را نچشيدهاند و آزاد نبودهاند.
به نام خداوند هلاك كننده ستمكاران و به نام خدايي كه پناهگاه ومستمسك پناه آورندگان به درگاهش ميباشد. به نام خداوند از بين برنده ظالمين. به نام خداوند ملجأ گريزندگان كه ستايش فقط او را سزاست.
"برخي از آن مؤمنان بزرگمرداني هستند كه به عهد و پيماني كه با خدا بستند، كاملاً وفا كردند. پس برخي بر آن عهد ايستادگي كردند (تا به راه خدا شهيد شدند) و برخي به انتظار (فيض شهادت) مقاومت كردند و هيچ عهد خود را تغيير ندادند. "
سپاس خدايي كه انسان را به نوشتن وصيت قبل از فرا رسيدن مرگ، امركرد.
خداوند را سپاس كه ما را از مجاهدان راه خويش قرار داد تا به مرتبهاي بلند در دنيا و آخرت برسيم. مرتبهاي كه فقط به خاصه از اوليائش عطا ميكند.
سلام بر حضرت آدم، حضرت حوا، انبياء و پيامبران بزرگوار؛ و سلام بر اشرف مخلوقات و عزيز پيامبران، حضرت محمد(ص) و شفيع همه ما در روزجزا و سلام بر اهل بيت مطهرش.
مادر محبوبم!
مرا ببخش و در كار و عملت صبور باش. خودت را در پيشگاه حضرت زهرا(س) و در حضور او ببين و به اينکه شهيدي در راه خدا تقديم كردهاي افتخار كن. به اين اميد كه ديدار ما، در بهشت باشد.
همانگونه كه خود ميدانيد، راه ما، راهي است بس طولاني و سخت، واحتياج زيادي به قرباني دارد و درخت اسلام، سيراب نميشود مگر با خون شهدا.
شهيد عمليات شهادت طلبانه علي منيف اشمر
سلام بر مولا و سرورم سيدالشهدا، امام حسين(ع) و برادرش اباالفضلالعباس(ع).
آنچه ميآيد، وصايايي است از بنده محتاج به دعاي شما و نيازمند به رحمت خداوندش، موسي علي اديب.
"دستور داده شده كه چون يكي از شما را مرگ فرا رسد، اگر داراي متاع دنياست، وصيت كند براي پدر و مادر و خويشان به چيزي شايسته عدل. اين كار سزاوار مقام پرهيزكاران است."
چرا وصيت نامه شهداي لبنان؟
با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، كشوري كه سالهاي بسيار محل تاخت و تاز فرهنگهاي بيگانه و غريب بود، فرهنگي بر اين سرزمين سلطه يافت كه تا آن زمان هيچ سابقهاي از آن يافت نميشد. راه و روشي كه حضرت امام خميني (ره) در مبارزه با مستكبرين و زورگويان آموخت، آن چنان مسلمانان ـ و حتي ستمديدگانِ غير مسلمان جهان ـ را تحت تاثير قرار داد كه بلافاصله، ايران اسلامي الگوي مبارزه با ظلم و ستم قرار گرفت.
شهيد عمليات شهادت طلبانه اسعد حسين برو
مقـدمـه كتاب به قلم حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن نصرالله دبير كل حزبالله لبنان
مقـدمـه كتاب به قلم حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن نصرالله دبير كل حزبالله لبنان
شهيد « مصطفي مازح » از دلاورمردان لبناني بود كه در عمل به فرمان اما م خميني (ره) در اعدام مولف كتاب « آيات شيطاني » به لندن رفت و هنگام اجراي حكم، به شهادت رسيد . با پدر اين شهيد ، در زادگاه او جنوب لبنان به گفت و گو نشسته ايم .
گفت وگوی اختصاصی با پدر شهید مصطفی مازح
تسليت عرض مي كنم به اسلام. به رزمندگان اسلام . به مردم مظلوم مستضعف . به مجاهدان در ايران و افغانستان در لبنان و فلسطين و به هر انساني كه در راه حق الهي مجاهدت مي كند .
فرد نُهم از ده نفري كه بر آنچه با خداي خويش عهد كرده بودند، با صداقتايستادند، به راه خويش ميرود. بعد از محمد حسونه، عاصي و محمود رفتند و بعد از آن دو، مفتي، و بعد از او نيز احمد رفت و سپس جواد، جعفر و حسن. واكنون نوبت نهمين نفر از آن جمع ده نفري است كه از ميان شما رحلت كند. پس خداوند آن را از من قبول فرمايد. بر اين نعمت، خدا را شاكرم و سپاس ميگذارم.