گردآوري و ترجمة مهشاد درستي
نيمه‌هاي روز بود كه يك زن جوان فلسطيني از كمپ پناهندگان سياسي جبليا در غزه مي‌خواست مجوز مخصوص معاينة پزشكي بگيرد تا به آن سوي مرزهاي اسرائيل راه پيدا كند. دختر جوان چشمان درشت قهوه‌اي داشت و موهايي بلند كه پشت سرش جمع كرده بود. همين ظاهر بود كه توجه نگهبان امنيتي گذرگاه اَرض ـ اصلي‌ترين گذرگاه بين اسرائيل و نوار غزه ـ را به خود جلب كرد. هنگامي كه مأمور امنيتي از دختر جوان خواست تا رداي بلند مشكي خود را درآورد، دختر به‌شدت با او برخورد كرد. تمام اين حركات را دوربين‌هاي امنيتي محل بازرسي ضبط مي‌كردند. در نهايت، دختر جوان به‌آرامي و با تمأنينه لباس‌‌هايش را درآورد تا اينكه همچون ديگر زنان جوان تي‌شرت و شلوار جين بر تنش باقي ماند. كم‌كم دست‌هايش شروع به لرزيدن كرد. زماني كه سعي داشت تا كمربند حاوي 20 كيلوگرم مواد منفجره را بكشد انگشتانش لغزيد و موفق نشد اين كار را انجام دهد. ترس تمام وجودش را فرا گرفت، از نااميدي به صورت خود چنگ انداخت و شروع به فرياد زدن كرد. مأموران اسرائيلي دستگيرش كردند و به زندان فرستادند. اكنون او زنده است، اما معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظارش است...